ابو القاسم راز شيرازى
572
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
را . و در « تورات » وارد است كه : اى بندهء من آيا حيا نمىكنى از من ؟ مىآيد بسوى تو كتاب « 7 » بعضى از برادران تو و حال آنكه تو در طريق مشى مىكنى ، پس تجاوز مىكنى از طريق و مىنشينى و مىخوانى آن را و تدبّر مىكنى حرف به حرف آن را كه فوت نشود از تو چيزى از آن ، و اين كتاب من است نازل كردهام آن را از براى تو ، نظر كن چگونه تفصيل دادهام از براى تو جوامع حكمت را در آن و چه قدر مكرّر كردم بر تو تا آنكه تأمّل كنى مواعظ آن را ، و تو اعراض مىكنى و رو مىگردانى از آنها ، پس من كه ربّ توام خوارترم در نزد تو از برادران تو ؛ زيرا كه گوش مىكنى قصّهء برادران را و اقبال مىكنى به تمام وجه و قلب بر ايشان ، و هرگاه شاغلى بخواهد مشغول سازد ترا اشاره مىكنى بسوى او كه تأمّل نمايد ، و من اقبال مىكنم بر تو و حديث مىكنم از براى تو و تو اعراض مىكنى از من بقلب ؛ پس خوار داشتهاى مرا نسبت به برادران خودت : « تعالى عن ذلك علوّا كبيرا » « 8 » . پس لايق و سزاوار در تلاوت و قرائت كلام اللّه آنست كه با طهارت و ادب در حال قيام يا جلوس ، در نهايت حزن با رعايت حقّ آيات سجده بتعظيم و توقير و تدبّر تمام قرائت نمايد تا آنكه از انوار كلام اللّه حقيقى ، مستضىء « 9 » و از فيوضات آن مستفيض گردد . و تفكّر كن كه حقّ تعالى با عزّت و عظمت و جلال بىنهايت خود نسبت به درجهء خلايق و افهام ايشان چگونه تلطّف فرموده و رسانيده است معانى كلام خود را كه صفات و علوم ذاتيّهء خود است به افهام عباد خود و ظاهر ساخته است آنها را در كسوت حروف و الفاظ تا به اسماع و افهام خلايق قريب شود ، و اگرنه استكتاب كلام الهى بحروف و كتابت مىبود چگونه
--> ( 7 ) - در اينجا بمعنى نامه است . ( 8 ) - برتر است شأن حقّ از آنچه گفته شد برترى بس بزرگ . ( 9 ) - نورياب