ابو القاسم راز شيرازى

551

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

از صفات و افعال و كلام الهى كه آيا قديم‌اند يا حادث ؟ و خوض « 25 » كردن عوامّ در اين ابواب شايد باعث مىشود تكلّم به كفر را نه از روى شعور ؛ مثل سؤال كردن رعايا از احوال سلاطين ، با عدم معرفت بر احوال و شأن ايشان . پس به اين آفات كثيرهء لسان ، دقّت در كلام واجب است و سكوت بهتر از كلام است ؛ چنان‌كه حضرت امير المؤمنين ( ص ) مىفرمايد : « لو كان التّكلّم فضّة لكان السّكوت ذهبا » « 26 » ، و ليكن اگر رعايت كرده شود در كلام بر وفق شريعت و رضاى حقّ تعالى ، عبادتى اسهل و افضل و عظيم القدرتر از كلام در نزد حقّ تعالى نيست ؛ زيرا كه به كلام نشر آلاء و افشاء احكام و اسرار و معارف الهى در ميان بندگان مىشود ، و به كلام تكميل ناقصين مىگردد ، و به كلام تأديهء مطالب دنيويّه و مآرب « 27 » اخرويّه مىشود ، و به كلام اصلاح هر فاسد و ترويج هر كاسد مىشود ، و به كلام اظهار اسرار باطن مىشود ، و كلام واسطهء فىمابين حقّ جلّ و علا و انبيا و رسل است ، و كاشف اسرار مكنونهء مخزونهء الهيّه است به وحى و الهام ، و واسطهء فىمابين انبياء و امّت است ، و ترويج امور دنيا و آخرت به كلام است . بعد مىفرمايد : پس ثابت شد به اين بيان كه كلام ، فاضل‌تر وسيله‌ها و لطيف‌ترين عبادت‌هاست ، و نافع‌ترين اعمال انسانى است اگر بر وفق حقّ و صواب باشد . و همچنين كلام ، شاغل‌تر معصيتى است عبد را كه سريع العقوبه است در نزد خالق ، و شديد الملامه و « قريب السّآمة » « 28 » در نزد خلايق است . پس

--> ( 25 ) - فرو رفتن ( 26 ) - اگر سخن گفتن نقره باشد سكوت طلاست . ( 27 ) - حاجت‌ها ( 28 ) - نزديكتر به ملامت و افسردگى و دلتنگى