ابو القاسم راز شيرازى
549
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
فعلش باعث ثواب است ، و تركش موجب عقاب نيست چه برسد به كسانى كه لعن ايشان وارد نشده ، لعن ايشان راجع به لاعن است و موجب عقاب است . و از جملهء آفات ، خواندن اشعارى است كه مشتمل بر خيالات مموّهه « 14 » باشد و از حقايق و معارف و حكمت ، خالى باشد كه : « انّ من الشّعر لحكمة و انّ من البيان لسحرا » « 15 » . و از جملهء آفات ، كثرت مزاح « 16 » است كه موجب كثرت ضحك است و آن موجب مردن قلب است ؛ امّا مزاح قليل از علامات ايمان است كه مشتمل بر فحش و شناعتى نباشد ؛ چنانكه اعرابي هديّهاى به جهت حضرت رسول ( ص ) آورد و بعد عرض كرد : قيمت هديّهء مرا بده ! حضرت تبسّم فرمود ، و گاهى كه دلتنگ مىشدند مىفرمود : اعرابى چه گفت ؟ كاش باز مىآمد . و از جملهء آفات ، سخريّه و استهزاء خلق است كه موجب تحقير و اهانت است و حرام است كه : . . لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ « 17 » ؛ و وارد است كه مفتوح مىشود بر مستهزئين « 18 » بابى از بهشت و گفته مىشود به ايشان كه بيائيد و بشتابيد ! چون مىآيند بسته مىشود آن باب ، و همچنين دفعات عديده گفته مىشود : بيائيد ! و مىروند ، آخر كه مأيوس مىشوند ديگر نمىروند . و از آفات ، افشاء اسرار اصدقاء و دوستان است كه باعث اذيّت ايشان است ؛ و وارد است كه : المجالس بالامانة . و از جملهء آفات ، وعدهء دروغ است كه از علامات نفاق
--> ( 14 ) - اين لغت از مصدر تمويه است و تمويه آنست كه سخنى آراسته گويند كه ذهن شنونده را از حقيقت دور سازد و در حقيقت باطلى را به صورت حقّ آراستن است . ( 15 ) - برخى از سخن منظوم حكمت است ، و برخى از گفتهها ( غير منظوم ) سحر است . ( 16 ) - شوخى ( 17 ) - هيچ طائفه و قومى طائفه و قوم ديگر را استهزاء و سخريّه نكنند شايد كه آن قوم ( كه مورد استهزا واقع مىشوند ) از آنان ( گروه استهزاكننده ) بهتر باشند : سورهء 49 قسمتى از آيهء 11 ( 18 ) - استهزاءكنندگان