ابو القاسم راز شيرازى

524

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

بسيار زيان خواهيد كرد در حال موت . و به واسطهء جوع سهل مىشود مواظبت بر طاعات . و از بزرگى منقول است كه بعوض نان و طعام هميشه سويق تناول مىنمود ، سؤال كردند باعث چيست ؟ گفت : حساب كرده‌ام مدّت جائيدن طعام و نان را ، نود تسبيح مىتوان گفت لهذا سويق را اختيار كردم كه از تسبيح باز نمانم در اين مدّت ، و چهل سال است كه به سويق قناعت كرده‌ام . و هر نفسى از انفاس ، جوهرى است بىقيمت و بىعوض ، و نبايد زيان كرد در تضييع آن . و اوّل حلّيّت طعام لازم است و بعد تقليل در آن ، و تقليل در طعام بايد بر سبيل تدريج باشد ، و يك‌دفعه جوع از كثير به قليل باعث فساد مزاج است . و اوّل مراتب تقليل در طعام آنست كه تا گرسنه نشود طعام نخورد ، و قبل از سير شدن دست از طعام بكشد ؛ و علامت جوع صادق آنست كه طلب نانخورش نكند و تميز و تفرقه ميان نان خوب و بد ننمايد . و صوم وصال كه روزه به روزه برند حرام است مگر به شربت آبى افطار كنند ؛ و بعضى از مرتاضين چنين كرده‌اند و در سه روز طعامى نخورده ، و بعضى ديگر زياد كرده‌اند جوع را بتدريج و تا سى روز و چهل روز غذائى نخورده‌اند . و گفته‌اند : جوع سه روز به سه روز باعث ظهور كرامات است ، و هرگاه برسد به سى روز و چهل روز باعث ظهور قدرت بر ملكوت است به كشف بسيارى از اسرار الهيّه . نقل است كه شخص مرتاضى از اهل اللّه برخورد به راهب نصرانى و طلب كرد اسلام راهب را ، پس راهب گفت : حضرت مسيح ، چهل روز طعام نمىخورد و اين معجزهء پيغمبر صادق است ، چگونه از دين او برگردم ؟ شخص مرتاض گفت : اگر من پنجاه روز طعام نخورم تو ترك مىكنى دين عيسى ( ع ) را و داخل مىشوى در دين « اسلام » ؟ راهب گفت : بلى ، پس مرتاض و راهب نشستند ، و مرتاض پنجاه روز طعامى نخورد ، بعد از آن به شصت روز رسانيد ، تعجّب كرد راهب و گفت : گمان نمىكردم كه كسى زياد كند