ابو القاسم راز شيرازى
518
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
رفتن به سفرى استخاره كرد ، بدآمد و چون مظنّهء نفع كلّى در آن سفر داشت خلاف استخاره نموده به آن سفر رفت و منافع بسيارى عايد او شد ، بعد از مراجعت از سفر ، خدمت حضرت ( ص ) آمد و سؤال از بدى استخاره نمود ، آن حضرت فرمود : در اين سفر ، امرى از امور دين از تو فوت شده ؟ عرض كرد : بلى يك نماز از من فوت شد ، فرمود : بدى استخاره به جهت فوت آن نماز بود ؛ زيرا كه تمام مال دنيا به ثواب آن يك نماز وفا نمىكند ، و نفعى كه عايد تو در اين سفر شده در جنب نفعى كه در آخرت از تو فوت شده قليل است . بعد مىفرمايد : در مشورت ، اكتساب علم است ، و عاقل كسب مىكند از مشورت ، علم تازه را كه دلالت كند او را بر حصول مراد . و مثال مشورت با اهل مشورت مثل تفكّر است در آسمانها و زمين و فنا شدن اين دو ، و اينكه اين دو بدون تكيهگاه ايستادهاند ، و چنانكه هرگاه قوى گردد تفكّر در خلقت سماوات و ارض ، غوص مىكند عبد متفكّر در بحر نور معرفت ، و زياد مىشود اعتبار و يقين او در قدرت حقّ تعالى - كما قال الشّيخ الرّئيس : من لم يعرف الهيئة و التّشريح فهو عنّين فى معرفة اللّه - همچنين هرگاه اهتمام نمايد عبد مؤمن عاقل در مشورت كردن با اهل عقل و علم و خصال سابقه ، قوى مىگردد عقل و علم و بصيرت و معرفت او در دين : گفت پيغمبر على را كاى على * شير حقّى پهلوانى پردلى ليك بر شيرى مكن هم اعتِميد * اندر آ در سايهء نخل اميد اندر آ در سايهء آن عاقلى * كش نَتانَد بُرد از رَه ناقِلى عقل را با عقلِ يارى يار كن * أَمْرُهُمْ شُورى « 10 » بخوان و كار كن
--> ( 10 ) - اشاره به آيهء 38 از سورهء 42 « قرآن كريم » است كه : ( اهل ايمان ) امرشان به مشورت با يكديگر است .