ابو القاسم راز شيرازى
457
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
از آنها را از شيعيان من تا آنكه حلال گردد از براى ايشان منافع ايشان از مأكل و مشرب و تا آنكه پاك شود مواليد ايشان و نبوده باشد اولاد ايشان اولاد حرام . حضرت رسول ( ص ) فرمود : تصدّق احدى افضل از صدقهء تو نيست ، و به تحقيق متابعت مىكند ترا رسول اللّه ( ص ) در فعل تو ؛ حلال كردم از براى شيعيان تو و شيعيان خودم آنچه از نصيب من در غنايم است و حلال نمىكنيم من و تو از براى غير ايشان . پس حضرت رسول ( ص ) فرمود : كدام يك از شما دفع كرد از عرض برادر مؤمن خود ؟ عرض كرد امير المؤمنين ( ص ) : يا رسول اللّه مىگذشتم به مردى و او متعرّض بود عرض « زيد بن حارثه » را ، پس گفتم او را : ساكت شو ! لعنت كند خدا ترا ، پس نظر مكن به سوى « زيد » مگر مثل نظر كردن به آفتاب و حديث مكن از او مگر مثل حديث كردن اهل دنيا از بهشت ؛ به درستى كه حقّ تعالى زياد مىكند ترا لعنتها بر لعنتها به گفتگوى تو در حقّ او ، پس خجل شد و گفت : يا ابا الحسن ! من در قول خود مزاح و شوخى كردم ، پس گفتم : اگر تو مزاح كردى من نيز مزاح كردم و اگر هزل گفتى من نيز هزل گفتم ، پس حضرت رسول فرمود : به تحقيق لعن كرد حقّ تعالى او را در نزد لعن كردن تو او را و لعن كردند ملائكهء سماوات و ارضين و حجب و كرسى و عرش بر او ، به درستى كه حقّ تعالى غضب مىكند بغضب تو و راضى مىشود از براى رضاى تو و عفو مىكند در نزد عفو كردن تو . پس حضرت فرمود : آيا مىدانى چه چيز شنيدم از ملأ اعلى در حقّ تو يا على در ليلة الاسرى ؟ شنيدم كه ملائكهء ملأ اعلى قسم مىدهند حقّ تعالى را به تو و طلب قضاء حوايج مىكنند و تقرّب مىجويند به سوى حقّ تعالى به محبّت تو و اشرف عبادات حقّ تعالى را صلاة بر من و تو مىدانند ، و از خطيب ملائكهء سماوات در اعظم محافل ايشان شنيدم كه مىگفت : على ( ص ) جامع است اصناف خيرات را ، مشتمل است بر انواع كرامات ،