ابو القاسم راز شيرازى
447
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
مثل قافلهء عظيمه كه پر كرده است ميانهء مشرق و مغرب و شمال و جنوب را ، ندا مىكنند ملائكهء حاملين اين اعمال كه چگونه مفتوح نمىشود ابواب آسمان از براى ما كه داخل شويم با اعمال اين شهيد ؟ پس به امر الهى باز مىشود ابواب آسمان و قدرت ندارند ايشان بر بالا بردن اين اعمال در آسمان ، پس ندا مىكند منادى پروردگار كه نيستيد شما حملكنندهء اين اعمال به فوق و از براى آنها مطايا « 6 » و حاملين است كه بلند مىكند آنها را تا تحت عرش و مستقرّ مىگرداند در درجات جنّات ، پس مىفرمايد حقّ تعالى كه اين اعمال چيست ؟ عرض مىكنند كه توحيد تو است و ايمان برسول تو است ، پس مىفرمايد حقّ تعالى كه مطيّه و حامل آنها موالات و دوستى برادر نبىّ من علىّ بن ابى طالب است و موالات ائمّهء طاهرين بعد از او ، پس نظر مىكنند ملائكه مىبينند كه صاحب اين طاعات ، موالاة ايشان را ندارد و معادات اعداء ايشان را ندارد ، پس مىفرمايد حقّ تعالى كه اى ملائكهء حاملين ، رها كنيد اين اعمال را و برگرديد به مركزهاى خود ! مىآيد كسى كه حامل شود اين اعمال را و برساند آنها را به مكان خود ، پس خطاب مىفرمايد به زبانيه كه بگير اين طاعات را و بگذار در قعر جحيم ! پس منقلب مىفرمايد حقّ تعالى اين طاعات را به عذابها و بلاها از براى صاحبش و مصوّر مىكند مخالفت او را از براى على ( ع ) به صورت مارى سياه كه بيرون مىآيد از دهان آن آتش ، و مسلّط مىشود بر او و مىگردد بر او اعمالش اوزار « 7 » و اثقال ، پس اين شخص بدتر از منعكنندهء زكات و حفظكنندهء صلاة است . و حقيقت زكات ، پاك كردن نفس و قلب است ببذل آنچه محبوب و مرغوب است از نعماى ظاهرى و باطنى و آلاء آفاقى و انفسى ؛ كما قال اللّه
--> ( 6 ) - جمع مطيّه ؛ وسيلهء سوارى ( 7 ) - جمع وزر ؛ گناه