ابو القاسم راز شيرازى

388

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

محصورند « بين الحاصرين » « 13 » ؛ يكى ابتلا و امتحان و افتتان « 14 » به نعماى الهى ، و يكى فقر و بلا و شدّت و محن دنيوى ؛ و انسان به ملاحظهء وصول به كمال و طلب قرب ذو الجلال بايد در اين دو حال شاكر و صابر باشد ؛ يعنى در حالت نعمت به غفلت از حقّ تعالى گرفتار نشود بلكه شكرگزار باشد ، در حالت فقدان نعمت و اشتداد مصائب و بلايا به اعتراض و كفر و شرك خفىّ گرفتار نشود بلكه صبر نمايد تا گليم خود را از غرقاب دنياى دنىّ دون بيرون برده باشد و به سر منزل امن و سلامت كه جنّت و دارالسّلام الهى است و اصل و فايز گردد . و نظر كن به بزرگان دين كه چگونه با وجود ترك دنيا و زهد و رياضات و مجاهدات و طاعات ، و مصاحبت نبىّ و وصىّ و بشارات يافتن از ايشان در كمال و نجات ، دهشت و وحشت دارند كه اگر از مهالك دنيا نجات يابند از عقبات آخرت چگونه نجات يابند و به دارالسّلام الهى چگونه خواهند رسيد ؛ چنان‌كه كسى از معاندين از جناب « سلمان فارسى » رضى اللّه عنه پرسيد كه ريش تو بهتر است يا دم سگ ؟ جناب « سلمان » در جواب گفتند كه اگر از صراط گذشتم ريش من بهتر است ، اگر نگذشتم دم سگ بهتر خواهد بود . و حضرت سيّد السّاجدين ( ع ) مىفرمايد : « ليت شعري أ للشّقاء ولدتني امّي ام للعناء ربّتني . . . وليتني علمت أ من اهل السّعادة جعلتني و بقرب جوارك خصصتني فتقرّ بذلك عيني و تطمئنّ به نفسي » « 15 » . پس معلوم مىشود كه اهمّ مطالب و مقاصد انسان ، سلامتى مآل و مرجع

--> ( 13 ) - ميانهء دو محاصره‌كننده ( 14 ) - آزمايش ( 15 ) - اى كاش مىدانستم كه آيا مادرم مرا براى بدبختى به دنيا آورده و يا براى رنج‌كشيدنم پرورش داده است ؟ بار خدايا اى كاش مىدانستم كه تو مرا از اهل سعادت قرار داده و بقرب جوار خويش مخصوصم داشته‌اى تا بدين اميد ديده‌ام روشن و جانم آرام شود .