ابو القاسم راز شيرازى
371
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
حاصل آيد . و كسى كه سوء ادب كند و ضايع كند حرمت حقّ تعالى را در حال سجود بسبب تعلّق داشتن قلبش به ما سواى او قريب نمىشود هرگز به حقّ تعالى . پس سجود كن با تواضع و مذلّت ، و علم به آنكه از تراب ذليل و خوار خلقت شدهاى و از نطفهء نجس مرده مصنوع شدهاى و از نيستى به هستى آمدهاى ؛ يعنى در سجود به نيستى و مذلّت و پستى خود كه از تقاضاى طينت ترابيّهء عبد است بايد بر خورد چنانكه سابقا ذكر شد . و حقّ تعالى حقيقت سجود را كه نيستى و مذلّت و پستى است باعث قرب به خود گردانيده تا بقلب و روح و سرّ نزديك شود حقّ تعالى را ، و كسى كه نزديك شد به او دور مىشود از غير او . و چنانكه حالت سجود حالت احتجاب و پنهان شدن است از موجودات مبصره « 18 » ، استدلال كن با آن بر آنكه باطن سجود ، نسيان و احتجاب از ما سوى اللّه است بقلب ؛ يعنى بجز حقّ تعالى چيزى به نظر قلبش در سجود نيايد . و اگر قلب عبد را تعلّق باشد به شيئي سواى حقّ تعالى ، عبد قريب است به اين شىء و بعيد است از حقيقت صلاة و مراد حقّ تعالى از صلاة كه قرب است ؛ زيرا كه حقّ تعالى يك دل بيشتر در جوف انسان قرار نداده از براى ذكر و قرب خود : * يك دل آمد بهر ذكر يك حبيب * پس ، از كلمات حضرت ظاهر شد كه صورت سجده ، وضع جبهه است بر تراب ، و حقيقت سجده قرب روح و قلب و سرّ است به پروردگار ؛ لذا حضرت رسول ( ص ) مىفرمايد كه حقّ تعالى هرگاه مطّلع و عالم شد بر محبّت و اخلاص در طاعت ، و طلب رضاى خود را در قلب عبد خود يافت ، بنفسه مباشر شود
--> ( 18 ) - قابل رؤيت