ابو القاسم راز شيرازى
357
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
اسرار انسان كامل باز شود و جمال الوهيّت و ربوبيّت از پس پردهء عبوديّت جلوهگر گردد كه : نحن وجه اللّه الاعظم : غيرت عشق دهان همه خاصان بربست * كه چرا سرّ غمش در دهن عام افتاد و اگر نه : آن دم كزو مسيح همى مرده زنده كرد * يك نَفخه بود از نفس روح پرورش باش تا آنكه حديث « العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة » سرّ خود با تو باز گويد و حديث « سرّ آل محمّد صعب مستصعب سرّ في سرّ ، ستر في ستر ، مقنّع من هتكه اذلّه اللّه » « 11 » سرّ انسان كامل را كه خليفهء الهى است در پرده با تو در ميان آرد تا از تنگناى مضيّق « 12 » عقل بيرون آئى و به بيداء « 13 » وسيع عالم معرفت قلب انسان كامل رسى و بيابى كه معرفتش معرفة اللّه است كه : « من عرفنى بالنّورانيّة فقد عرف اللّه و من عرف اللّه فقد عرفنى بالنّورانيّة » « 14 » ، و چون « سلمان » و « ابا ذر » بعد از تكميل نفس ، طالب معرفت به نورانيّت او شوى و گوئى به لسان عجز و افتقار : « يا امير المؤمنين ما معرفتك بالنّورانيّة ؟ » « 15 » : اى ضياء الحق حُسام الدّين راد * اوستادان صفا را اوستاد گر نبودى خلق ، محجوب و كثيف * ور نبودى حلقها تنگ و ضعيف در مديحت دادِ معنى دادمى * غير اين منطق لبى بگشادمى
--> ( 11 ) - راز آل محمّد ( ص ) دشوار است و دشوار شمرده شده ، و رازى در راز نهفته ، و پوشيدهاى در پوشش پنهان شده و مستور است ، آنكس كه آن را بدراند خدايش خوار و بىمقدار سازد . ( 12 ) - تنگ شده ( 13 ) - بيابان ( 14 ) - آنكس كه مرا به نورانيّت شناخت همانا كه خداى را شناخته و آنكس كه خداى را شناخته باشد مرا به نورانيّت شناخته است . ( 15 ) - اى امير مؤمنان ! معرفت و شناخت تو به نورانيّت چگونه است ؟