ابو القاسم راز شيرازى
355
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ركوع دليل بر عظمت حقّ تعالى است كه : « سبحان ربّى العظيم و بحمده » « 7 » تا آنكه عبد عظمت پروردگار را برخورد و حقارت و مذلّت خود را دريابد . و چون ظاهر هيئت ركوع و تسبيح ركوع دليل است بر حقارت خود و عظمت حقّ تعالى ، باطن ركوع آنست كه قلب برخورد به عظمت و جلالت و حكومت و مالكيّت حقّ جلّ و علا و حقارت و ذلّت و محكوميّت و مملوكيّت خود ، تا تسليم كند بقلب خاضع خاشع در حضور پروردگار اوامر و قضا و قدر او را ، و بداند كه آنچه وارد شود بر او از مولاى حقيقى از قضا و قدر ، خير محض اوست ؛ زيرا كه مولى نمىخواهد مگر خير عبد خود را ؛ چنانكه از حضرت صادق عليه السّلام وارد است كه : لو قرض العبد بالمقاريض لعلم انّه خير له ؛ يعنى هرگاه مقراض كرده شود عبد به مقراضها هرآينه بداند كه خير و اصلح به احوال اوست . و از اهل عصمت ( ص ) مأثور است كه عبد در قيامت ، درجات اهل بلا را كه مشاهده مىكند مىگويد : كاش در دنيا مقراض كرده مىشدم بمقراض بلا و درجهء اهل بلا را امروز مىيافتم . و جنّت را بابى است كه باب البلاء نامند كه داخل نمىشوند از آن به بهشت مگر اهل بلا و محن كه تسليم واردات و بلاهاى الهى را در دنيا كردهاند . آيا نمىبينى كه هر قدر عبد اظهار مذلّت و عجز بيشتر در حضور مولاى خود مىكند اظهار محبّت و لطف و رأفت مولى نسبت به او بيشتر مىشود ؟ لهذا حضرت امام ( ص ) مىفرمايد كه ركوع حقيقى نمىكند عبد از براى حقّ تعالى مگر آنكه او را زينت مىبخشد بنور حسن و بهاء خود . و از بهاء و فرّ عبوديّت غافل مباش كه ظهور فرّ الوهيّت حقّ تعالى است : بلندى از او يافت كو پست شد * درِ نيستى كوفت تا هست شد
--> ( 7 ) - پروردگار بزرگ من پاك و منزّه است و ستايش مىكنم او را