ابو القاسم راز شيرازى

مقدمهء شارح 22

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

أو لقتله » « 116 » ، و با وجودى كه اين دو بزرگوار مربّاى تربيت دين واحد و كتاب واحد و نبىّ واحد مىباشند ، چنان در عقايد و برخورد به حقايق دين مختلف‌الوجدان‌اند كه هرگاه ابو ذر علم به باطن و عقيدهء قلبى سلمان بهم رساند تكفير يا قتل او خواهد نمود . نعوذ باللّه تصوّر نشود كه در مبدأ فيض وجود ، بخل و اغماض باشد بلكه : « إنّ اللّه يعطى كلّ ذى حقّ حقّه » « 117 » : من نكردم خلق تا سودى كنم * بلكه تا بر بندگان جودى كنم پس از تمهيد مقدّمات سالفه « 118 » ، محقّق گرديد كه اين دين مبين و شريعت ختميّهء حضرت سيّد المرسلين را معانى و حقايق چند است كه در خورد عقول و افهام تمامى خلايق نيست : ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ « 119 » و لهذا حضرت رسول مىفرمايد : « كلّموا النّاس على قدر عقولهم » « 120 » : گر نبودى اين تفاوت در عقول * كَلّموا النّاسَ نفرمودى رسول « ما كلّم رسول اللّه العباد بكنه عقله قطّ » « 121 » . و حضرت صادق آل محمّد در اين رساله ، بطن اوّل از بطون شريعت مقدّسه را به قدر مدارك خواصّ امّت بيان مىفرمايد ، و در بعضى از ابواب آن نيز اشارهء جليّه و خفيّه به ساير بطون و حقايق شريعت مىنمايد تا دستور العملى باشد به جهت شيعيان و متّقيان اين امّت كه قناعت به ظواهر و رسوم دين ننمايند و بمجاهدات و رياضات ، طالب دريافت حقايق و بطون دين الهى شوند . فقير بىبضاعت ، اغلب اوقات ، اين رساله را به شوق تمام مطالعه مىكردم و از مطاوى « 122 » كلمات معجز بيّناتش حظّ وافر مىيافتم . و گاه‌گاه از بيانات طيّباتش چيزى « مقروع سمع اخلّاء

--> ( 116 ) - اگر ابو ذر از حقايق معارف الهى آنچه در قلب سلمانست بداند او را كافر شمارد و يا نابود كند . ( 117 ) - خدا بهر كس هرچه لايق استعداد ازلى اوست عطا فرمايد . ( 118 ) - گذشته ( 119 ) - اين موهبتى است الهى كه بهر كس خواهد دهد : سورهء 57 آيهء 21 ( 120 ) - با مردم به اندازه ظرفيّت و استعداد ايشان سخن گوئيد . ( 121 ) - پيغمبر اكرم با بندگان خدا هرگز از عالىترين درجهء عقل خود سخن نگفت . ( 122 ) - آن چيزها كه در ضمن چيزهاى ديگر واقع شود : يعنى از آن حقايق كه ضمن كلمات حضرت بر قلبم ريزان بود بسيار بهره‌مند مىشدم .