ابو القاسم راز شيرازى
316
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ترجمهء اجماليّه : فرمود حضرت امام عليه السّلام : هرگاه اقبال و رو كردى به قبله ، پس مأيوس شو از دنيا و آنچه در دنياست ، و از خلق و آنچه خلق در آنند ، و فارغ ساز قلبت را از هرچه مشغول سازد ترا از حقّ تعالى ، و معاينه كن به باطنت عظمت حقّ تعالى را ، و ياد آور ايستادن در حضور پروردگار را روزى كه ظاهر مىشود هر نفسى را آنچه پيش كرده و برمىگردند نفوس به سوى خداوند آقاى خود ، و بايست بر قدم خوف و رجا . پس هرگاه « تكبيرة الاحرام » « 2 » گوئى ، پس صغير بشمر ما بين آسمان اعلى و زمين اسفل در نزد كبريائى و بزرگى او . پس به درستى كه حقّ تعالى هرگاه مطّلع و آگاه شد بر قلب عبد در حال تكبير گفتن و حال آنكه در قلب او چيزى عارض شود كه بگرداند او را از حقيقت بزرگوارى حقّ ، مىفرمايد : اى دروغگو آيا خدعه و حيله مىكنى مرا ؟ قسم به عزّت و جلال خودم كه هرآينه محروم مىكنم ترا از حلاوت و شيرينى ذكر خودم و هرآينه محجوب مىسازم ترا از قرب خودم و از مسرّت و شادى راز گفتن خود . و بدان آنكه حقّ تعالى احتياج ندارد به خدمت تو و بىنياز است از عبادت و دعاى تو ؛ خوانده است ترا بفضل خود تا رحمت كند ترا و دور سازد ترا از عقاب و عذاب خود و نشر كند بر تو از بركات شوق خود و باز كند بر تو در مغفرت و آمرزش خود را ؛ پس اگر خلق كرده بود از عالمها به اضعاف مضاعف تا « سرمد ابد » « 3 » ، هرآينه در نزد او مساوى است كه كافر شوند او را به تمام يا توحيد بورزند از براى او ؛ پس نيست از براى حقّ تعالى از عبادت خلق مگر اظهار كرم و عطا و قدرت . پس بگردان حياء را جبّهء خود و عجز را ازار خود . و داخل شو در تحت پردهء
--> ( 2 ) - تكبيرى كه نماز با آن آغاز مىشود . ( 3 ) - اين دو واژه هر دو بمعنى زمان جاويدان و بىپايان است ؛ ولى كلمهء « سرمد » در اصطلاح اهل تحقيق از حكما داراى مفهوم خاصّى است كه در كتب ايشان عنوان شده است ، رجوع شود .