ابو القاسم راز شيرازى
304
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
گر جملهء كائنات كافر گردند * بر دامن كبرياش ننشيند گرد زيرا كه خلل و قصور ، در مملكت و سلطنتى راه مىيابد كه نهايت داشته باشد امّا سلطنت و ممالك الهى را حدّى و نهايتى نيست « جلّ سلطانه و عظم امتنانه » « 15 » ، و غنىّ و بىنياز است از وجود ما سواى خود چه رسد به اعمال و عبادات آنها . پس چنانكه به عين منّت و فضل و موهبت و جود بر عباد ، ايشان را دعوت بر خوان وجود و هستى فرمود و از كتم عدم به عرصهء ظهور آورد كه : . . . أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً : « من نكردم خلق تا سودى كنم * بلكه تا بر بندگان جودى كنم » « 16 » همچنين ايشان را به محض رأفت و رحمت و فضل به سلام عامّ خود كه صلاة و عبادت خود است دعوت فرمود تا امتياز يابند از ساير حيوانات و بهايم ، و علاوه بر فيض وجود ، اكتساب انوار و فيوضات از « رحمت رحيميّهء » « 17 » الهيّه نمايند كه وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً ، و بر بساط خدمت و پيشگاه سلطنتش قدم عجز
--> ( 15 ) - شكوهمند است سلطنت او و بزرگ است نعمت و عطاى او ( 16 ) - اين بيت از « مثنوى مولوى » است . ( 17 ) - محقّقان از اهل معرفت باستناد به مبانى قرآنى و روايات براى حقّ تعالى دو رحمت اعتبار كردهاند رحمت رحمانيّه كه شامل رحمت عامّ حقّ است بر همه موجودات و از جمله انسانها چه مؤمن و چه كافر و رحمت رحيميّه كه خاصّ اهل ايمانست و اين دو گون رحمت در نخستين آيهء قرآن آمده است و آن بسم اللّه الرّحمن الرّحيم است كه در اين آيهء الهى الهيّت حقّ به اين دو گونه رحمت توصيف شده است .