ابو القاسم راز شيرازى
298
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
حمل هميان ، از آن بزرگ خواهش كرد اعانت كن ، آن بزرگ ، حال خود را در ذكر و وله پروردگار چنان ديد كه قوّهء پرداختن به آن بيوهزن نداشت ، اشاره كرد شيرى از كوه نمايان شد ، هميان بيوهزن را بر آن بست ، گفت : برو مىرساند به خانهء تو امّا اگر از تو پرسند كه چگونه بار بر اين شير نهادى چه خواهى گفت ؟ بيوهزن گفت : در جواب خواهم گفت من بر آن بار ننهادم ، بزرگى ، رعنائى ، خودنمائى ، صاحب ريائى تكليف خود را گذاشت بر گردن سبعى كه حقّ تعالى بر او تكليف نكرده ، آن بزرگ فى الحال هميان را به دوش گرفت و با بيوهزن روان شد و شير را رها كرد و فرمود : تو هادى من در طريق شدى كه تكليف خود بر ديگر كس ننهم . و هرگاه استعانت جويد كسى در راه از تو ، به جهت قضاى حقّى ، اعانت و رفاقت كن او را در قضاى حقّ او ؛ زيرا كه بعد از اداى « فرائض خمسه » « 14 » ، هيچ عمل لازمتر از اداى حقوق برادران دينى و تقيّهء در دين نيست ؛ چنانكه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام روزى در اعتكاف « مسجد الحرام » بود ، يكى از دوستان عرض كرد كه كسى را بر من حقّى است و مطالبه مىكند به اصرار ، حضرت فرمود : امكان اداى آن الآن نيست ، حقّ تعالى ادا فرمايد ، عرض كرد : فدايت شوم مرا تهديد به حبس مىكند اگر توانى دفع اذيّت او از من بكن ، حضرت نعلين را در پاى مبارك كرده با او روان شدند ، بعضى از اصحاب عرض كردند كه اعتكاف را فراموش كردهايد ؟ فرمود : فراموش نكردهام و ليكن از پدرم شنيدم كه فرمود : قضاء حاجت برادران دينى ثواب نه هزار سال عبادت دارد . پس از آن مىفرمايد : رهنمائى كن گمراه در طريق را ، و اعراض كن از جهّال
--> ( 14 ) - واجبات پنجگانه : نمازهاى پنج وقت