ابو القاسم راز شيرازى
275
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
قل اللّه ، تحليهء قلب است بذكر اللّه ، و ثمّ ذرهم ، تخليهء قلب است از ما سوى اللّه . و كمال طاعت به هر دو صورت مىيابد در ظاهر و باطن . و نجاسات بر دو قسم است ؛ نجاسات ظاهرى بدنى ، و نجاسات باطنى قلبى . و نجاسات بدنيّهء نيز دو قسم است ؛ اخباث بدنيّه ، و احداث بدنيّه . و انواع اخباث بدنيّه پنج است اگرچه بحسب افراد و اعداد ، ده است ؛ اوّل : آنچه خارج مىشود از « قبل و دبر » « 10 » ، دوم : « دماء ثلاثه » « 11 » ، سيم : ميته « 12 » ، چهارم : كلب و خوك و كافر ، پنجم : مسكرات . و اين پنج نوع موجب شستن و غسلاند « 13 » در بدن و لباس . و احداث نيز پنج نوع است اگرچه بحسب افراد و اعداد بيشترند ؛ اوّل : حدثى است كه حاصل مىشود به واسطهء آنچه خارج مىشود از قبل و دبر ، دوم : حدثى است كه حاصل مىشود از نوم و خواب غالب بر چشم و گوش ، سيم : حدثى است كه حاصل مىشود به واسطهء ظهور دماء ثلاثه ، چهارم : حدثى است كه حاصل مىشود به واسطهء مسّ ميّت « 14 » ، پنجم : حدثى است كه حاصل مىشود به واسطهء آنچه زائل كند عقل را ؛ چون اغماء و سكر و جنون . و اين انواع خمسه ، موجب غسل و وضو مىشوند ؛ احداث كبيره موجب غسلاند ، و احداث صغيره موجب وضو . و اصول اخباث قلبيّهء باطنيّه نيز پنج نوع است اگرچه بحسب افراد و اصناف و شعب بسيارند ؛ اوّل : كبر و فخر و هوا كه بهمنزلهء كلب و خوك و كافر است ، و حضرت رسول ( ص ) مىفرمايد : « لا يدخل الجنّة من فى قلبه مثقال
--> ( 10 ) - جلو و عقب ( 11 ) - خونهاى سهگانه كه مراد خون حيوان جهنده و خون حيض و خون نفاس باشد . ( 12 ) - مردار ( 13 ) - مقصود از كلمهء « غسل » در اينجا معنى لغوى آنست كه شستن باشد نه معنى اصطلاحى آن . ( 14 ) - به مرده دست زدن چنانچه در كتب فقه مطرح است ؛ يعنى پيش از آنكه مرده را غسل دهند اگر كسى با ميّت بىواسطهء حاجزى همچون دستكش و امثال آن تماس حاصل كند غسل بر او واجب است .