ابو القاسم راز شيرازى
مقدمهء شارح 14
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
--> 1 ) از سخنان حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام در نهج البلاغه خطبهء 108 : الحمد للّه المتجلّى لخلقه بخلقه ستايش خدائى را كه بهوسيله آفرينش خويش بر آفريدگان خود « تجلّى » كرد ( و از مرآت دلهاى پاك بر صاحبدلان جلوه فرمود . . ) كه در اين جمله هم كلمه « تجلّى » و هم ظهور وحدت در كثرت كه از اصول مهمّهء عرفان الهى است به عالىترين شكل ممكنه بيان شده است . 2 ) از سخنان حضرت ابو عبد اللّه الحسين در دعاء عرفه : اللّهم حقّقنى بحقائق أهل القرب و اسلك بىمسلك أهل الجذب ؛ يعنى بار خدايا مرا بحقائق اهل قرب متحقّق ساز و در مسير سلوك بسوى خويش روش اهل جذبهام عطا كن ؛ كه در اين جملهها « سلوك » و « جذبه » با مفاهيم خاصّ خود از مصطلحات اهل سلوك و معرفت است . 3 ) سخنان حضرت سجّاد عليه السّلام بهويژه در مناجاتهاى معروف « خمس عشره » كه همهاش آكنده از مصطلحات عرفانى و سلوكى است . اكنون خوبست به چند فقره از فقرات مناجات « محبّين » و مناجات « عارفين » توجّه شود آن حضرت در مناجات المحبّين فرمايد : يا من انوار قدسه لأبصار محبّيه رائقه و سبحات وجهه لقلوب مشتاقيه شائقة ؛ يعنى اى آنكس كه انوار پاك و تابناك او روشنىبخش ديدهء محبّانست و تجلّيات جمال دل آرايش شوقانگيز دلهاى مشتاقان . . و در مناجات العارفين فرمايد : الهى فاجعلنا من الّذين ترسّخت اشجار الشّوق إليك فى حدائق صدورهم و أخذت لوعة محبّتك بمجامع قلوبهم فهم إلى أوكار الأفكار ياوون و فى رياض القرب و المكاشفة يرتعون . . . قد كشف الغطاء عن بصائرهم . . ، يعنى پروردگارا ما را از آن كسان قرار ده كه درختان عشق و شوق تو در باغستان سينههايشان ريشه دوانيده و شعلههاى عشق سوزان تو تاروپود دلهاى بىقرارشان را فروگرفته و ايشان همچنان در آشيانههاى افكار نورانى خويش مأوى ساخته و در گلزار مكاشفات خود بكام دل برخوردارند . . و پردههاى وهم و پندار از پيش ديدهء دلهايشان به يكسو شده ( تا آنچه را از مكنونات عالم غيب است به ديدهء شهود همىنگرند ) . . اينك اى آنكس كه از راه بىخبرى همىپندارى كه سخن امام بايد تنها در محدودهء حلال و حرام باشد ديدهء انصاف برگشاى و بر اين چند جمله نيك بنگر كه اين سخن ، سخن چگونه انسانيست ؟ صوفئى صافى از درد هستى كه عشق حقّ بر تاروپود وجودش آتش زده و او را خاكسترنشين كوى معشوق ساخته و عارفى وارسته كه يكسره بر هرچه كه نيست و هست چهار تكبير زده و بيدل و بىقرار سرگرم مكاشفات خويش است يا حضرت سيّد السّاجدين و زين العابدين علىّ بن الحسين عليهما السّلام كدام ؟ و امّا قرآن : . . . ( فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً ) : سورهء 7 آيهء 143 چون فروغ تجلّى قاهرهء حقّ به كوه رسيد كوه را متلاشى ساخت و موسى ع به حالت بيهوشى درافتاد ؛ مىبينيد كه در قرآن كريم نيز سخن از تجلّى حقّ است . -