ابو القاسم راز شيرازى
242
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
نعمتهاى ديگر نيست . پس شكر بر يك نعمت چون مورث نعماى ديگر است ، افضل از نعمت است و شكر بر توفيق شكر به همين دليل ، نعمتى است عظيمتر از آن ؛ و همچنين مىرود الى غير النّهاية و منتهى نمىشود به مرتبهاى كه از شكر فارغ شود . مستغرق مىشود عبد در يك نعمت جزئى ، در حالتى كه قاصر و عاجز است از ادراك نهايت شكر او . و مىفرمايد : كجا مىرسد شكر عبد مر خداوند را به نعمت خداوند ؟ و كجا مىرسد فعل عبد به فعل خداوند و حال آنكه نعمت ، فعل اوست و شكر ، فعل عبد ، با آنكه عبد ، ضعيف است و نيست قوّت و قدرتى از براى او هرگز مگر به خداى عزّ و جلّ و حقّ تعالى بىنياز است از طاعت عبد ، و قوىّ است بر مزيد نعمتها تا ابد . پس ، فعل عبد كه شكر است برابرى نمىكند فعل حقّ تعالى را . بعد مىفرمايد : پس باش شاكر حقّ تعالى به طريقى كه گفته آمد ؛ يعنى به عجز از شكر اعتراف كن كه مىبينى عجايب را ؛ زيرا كه در تحت عجز كه لازمهء عبوديّت است ، اسرار و عجايب است كه انشاءالله در باب عبوديّت مشروح خواهد آمد . * * *