ابو القاسم راز شيرازى

232

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

تعريف اين طايفه ، حقّ تعالى فرموده : فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ « 58 » و : كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ « 59 » . و قال السّيّد السّند عليه الرّحمة و الرّضوان : « خامسهم الغزاة فى الدّواهى * و انّهم انصار دين اللّه و انّ فى الفرار ذلّ العار * و غضب المنتقم الجبّار من ذا الّذى يروح كالظّمآن * فى جنّةالماوى الى الرّحمن و انّ جنّة النّعيم العاليه * فى تحت اطراف العوالى الغالية و انّما الجهاد باب الجنّة * و انّه عن الرّزايا جنّه يفتحه اللّه لاوليائه * يؤثره اللّه لاصفيائه و انّه كان لباس التّقوى * و انّه الدّرع الحصين الاقوى من ترك الجهاد فى السّرّاء * يشمله البلاء فى الضّرّاء » « 60 »

--> ( 58 ) - . . همانا كه حزب خدا همان پيروزمندانند : سورهء 5 ذيل آيهء 56 ( 59 ) - چه بسا كه گروهى اندك ( كه به صفت ايمان و تقوى آراسته باشند ) بفرمان حقّ بر گروهى بسيار پيروز شوند و خدا ياور پايدارىكنندگان است : سورهء 2 ذيل آيهء 249 ( 60 ) - و جناب سيّد سند « سيّد قطب الدّين محمّد » كه رحمت و رضوان بر او باد فرمايد : پنجمين گروه ، سپاهيان اسلامند ؛ چه اينان ياوران دين خدا ( و بازوان نيرومند اسلامند ) . ( و اين گروه خاصّ بايد بدانند ) كه فرار از جهاد همراه با ذلّت و ننگ و عار و خشم و سخط پروردگار جبّار است . و آن سپاهى كه همچون تشنه‌اى كه بسوى آب شتابد بميدان نبرد و كارزار رو نهد چنانست كه بسوى بهشت آغوش پروردگار رحمان شتافته باشد . ( و بىگمان شكر اين گروه ، پاس اين خدمت و اين نعمت بهشتى است ) چرا كه نعمت جاودانهء بهشت عالىمقدار در گرو نيزه‌هائى است كه تا دور دستها پرّان شود . ( و مىبايد دانست كه ) جهاد ، باب بهشت و بلاگردان حوادث دردناك است . و اين همان در رحمت است كه خداى توانا ، از راه لطف و احسان بر روى دوستان ويژهء خويش گشوده داشته و براى برگزيدگان خويش برگزيده است . اين همان لباس تقوى و زره امن و نيرومندتر است . و آن كس كه به روزگار آسايش و رفاه ترك جهاد گيرد ، ( زودا ) كه روزگار بلا و سختى ، او را دريابد : و بايد دانست كه اين قسمت از ابيات حضرت سيّد دقيقا ناظر به خطبهء جهاديّه حضرت مولاى متّقيان -