ابو القاسم راز شيرازى
213
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ترجمهء اجماليّه : فرمود حضرت امام عليه السّلام : در هر نفسى از انفاس تو شكرى لازم است از براى تو ، بلكه هزار شكر يا بيشتر از هزار . و پستترين مراتب شكر ، ديدن نعمت است از حقّ تعالى بدون سببى كه تعلّق گيرد قلب به آن سبب بدون حقّ تعالى ، و راضى بودن است به آنچه عطا كرده شده است عبد و اگر نه چنين باشد عصيان كردهاى حقّ تعالى را به نعمتش و مخالفت كردهاى او را به چيزى از امر و نهى او به سبب نعمت او . و باش خداوند را بندهء شاكرى - به هر حال - كه مىيابى او را ربّى كريم - بههرحال - . و هرگاه مىبود در نزد حقّ تعالى عبادتى كه تعبّد و قبول عبادت كنند بندگان مخلص خداوند به او فاضلتر از شكر بر هر حال ؛ هرآينه اطلاق و استعمال مىفرمود لفظ آن عبادت افضل را در ايشان ، بدون اختصاص ساير خلق به آن عبادت افضل . پس چونكه نمىباشد افضل از شكر ، مخصوص فرمود شكر را از ميان عبادات ، و مخصوص فرمود ارباب شكر را ؛ پس فرمود : و قليلى از بندگان من شاكرند . و تمام و كمال شكر ، اعتراف و تصديق زبان باطن است در حال فروتنى از براى خداوند به عجز از رسيدن به ادنى مرتبهء شكر او ؛ به سبب آنكه توفيق يافتن از براى شكر ، نعمتى است تازه كه واجب است شكر بر آن نعمت ، و اين نعمت تازه ، عظيم القدرتر و عظيمالوجودتر است از نعمت اوّل كه از جهت نعمت اوّل واقع شد نعمت شكر از براى عبد . پس لازم است ترا بر هر شكرى ، شكرى اعظم از آن شكر اوّل - الى غير النّهاية - در حالتى كه مستغرق شدهاى در يك نعمت حقّ تعالى ، و قاصر و عاجز هستى از رسيدن به غايت اين شكر نعمت . و كجا مىرسد شكر عبد از براى پروردگار ، نعمت او را ؟ و كجا ملحق شود صنعت عبد به صنعت پروردگار ؟ و حال آنكه عبد ، ضعيف است و نيست از براى او قوّتى هرگز مگر بحقّ تعالى عزّ و جلّ . و خداوند ، غنىّ است از طاعت بنده ، و قوىّ است بر زياد كردن نعمت ،