ابو القاسم راز شيرازى

209

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

است كه : أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ « 81 » . پس اوّل نظر اين طايفه بر شهود وجود حقّ تعالى است و وحدت ذات پاك و ظهور نور او در عوالم امر و خلق و باطن و ظاهر كه : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ : محقّق را كه وحدت در شهود است * نخستين نَظْره بر نور وجود است دلى كز معرفت نور و صفا ديد * ز هر چيزى كه ديد اوّل خدا ديد لهذا اوّل نظر اين طايفهء جليله كه اهل محبّت و معرفت‌اند بر ذكر سابق خداوند است مر عباد و موجودات را از عين منّت وجود كه اگر نه ذكر موجودات را به ايجاد و افاضه مىنمود ، هنوز هستى آنها در كتم عدم پنهان بود و ابدا استشمام رايحهء وجود نمىنمودند . پس هستى عبد و نعماء و آلاء متعلّقهء به او « من البدو الى الختم و من المبدأ الى المعاد » « 82 » ذكر حقّ جلّ و علاست مر عبد را . و يكى از نعماء و آلاء متعلّقه و موهوبه به عبد از جانب پروردگار ، ذكر و القاء ذكر اوست . پس ذكر عبد حقّ را ، لازم ذكر حقّ است مر عبد را ، بلكه يك نحو از انحاء ذكر الهى است ؛ كما قال مولى المخالف و الموافق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام : ما زلت اكرّر إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ « 83 » حتّى سمعت من قايلها ؛

--> ( 81 ) - آيا هيچ برهان از آن رساتر كه خداى تو خود بر همه چيز شاهد و ناظر و گواه باشد : سورهء 41 آخر آيهء 53 : و حضرت راز از استشهاد به اين آيه - ظاهر آنست كه - خواسته‌اند اين مطلب روشن شود كه صدّيقان و مجذوبان كه اوصاف خود را در اوصاف حقّ فنا ساخته و بوجودى الهى متحقّق گرديده و در اين سفر خود كه سفر چهارم و سفر از حق بخلق و از وحدت به كثرت است رو نهاده‌اند در حقيقت ديدهء ايشان ديده حقّانى و نگرش ايشان حقّ بينى گشته است و - در واقع - حقّ ، خود به ديدهء و كنت بصره الّذى يبصر به به موجودات مىنگرد و كدام برهان از آن قاطع‌تر كه حقّ ، خود شهود كند و خود به حقانيّت الهيّت خود از لسان بندهء خويش گواهى دهد : پاكا خدائى كه اين پاكان ، پاك كردهء دست قدرت اويند . ( 82 ) - از آغاز تا پايان و از مبدأ پيدايش تا آنجا كه بازگشت ايشان خواهد بود . ( 83 ) - تنها تو را مىپرستيم و تنها از تو مدد مىجوئيم .