ابو القاسم راز شيرازى

197

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

مكمون « 56 » است . و از براى تذكّر معانى ديگر است كه اين شرح ، گنجائى آن را ندارد « فاطلب من اهلها » « 57 » . و ثانى : ذكر است ؛ و ذكر به معنى خلاص شدن است از نسيان بدوام حضور قلب با حقّ تعالى ، و از براى آن مراتب است ؛ اوّل : ذكر زبانى است به كلمهء توحيد تا آنكه ذكر قلبى شود . و ثانى : ذكر خفىّ قلبى است كه : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ . و ثالث : ذكر توحيد افعال حضرت « فعّال لما يريد » « 58 » است كه : « لا فاعل فى الوجود الّا اللّه » « 59 » ، و شعور به آنكه امور بيد قدرت اوست . و رابع : ذكر اخلاق الهيّه و شوق تخلّق به آنهاست ، و شعور به دريافت معارف الهيّهء قلبيّه و تلقّى « 60 » اسرار ربوبيّت است . و پنجم : لزوم و التزام مناجات و راز گفتن با پروردگار است كه : « المصلّى يناجى ربّه » « 61 » ، وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي . ششم : دوام مشاهدهء روحانيّه است كه ذكر و ادراك روح است كه : « . . . و روحى بمشاهدتك » « 62 » . هفتم : شهود ذكر حقّ جلّ و علاست مر عبد را

--> ( 56 ) - پنهان ؛ آنچه در اعماق چيزى پنهان شود . ( 57 ) - از اهلش بجوى ! ( 58 ) - آنچه بخواهد مىكند . ( 59 ) - در عالم وجود فاعلى جز خداوند متعال نيست : اگرچه به صورت ظاهر اين جمله از يك جبر كلّى خبر مىدهد امّا بنا بر نظر اهل تحقيق اين مطلب با اختيار اعطائى حقّ به بنده به‌هيچ‌وجه منافات ندارد ؛ زيرا اختيار جزئى با فاعليّت حقّ وقتى منافات دارد كه در عرض فاعليّت حقّ قرار گيرد و در اين مقام بخاطر اختصار و اجتناب از تطويل بايد به همين قدر اكتفا شود و براى درك مطلب بمباحث جبر و اختيار كه در كتب كلاميّه آمده است رجوع گردد . ( 60 ) - برخورد كردن ( 61 ) - نمازگزار با پروردگار خويش در راز و نياز است . ( 62 ) - اين جمله يكى از جمله‌هاى دعاء معروف به : « قنوتيّه » است و آن دعا با ترجمه‌اش چون مختصر است عينا آورده مىشود : اللهمّ نوّر ظاهرى بطاعتك ؛ خدايا ظاهر وجودم را كه بدن منست به طاعت و عبادت خويش -