ابو القاسم راز شيرازى

192

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

اللّه عليه و آله : قولوا لا إله الّا اللّه تفلحوا . و از حكمت بالغه ، صعود و ارتقاء به سوى خود را به كلمهء طيّبهء لا إله الّا اللّه فرمود كه : إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ و باعث صعود و ارتقاء را اعمال صالحهء شرعيّه قرار فرمود كه : وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ ؛ زيرا كه كلمهء طيّبه ، معجونى است مركّب از نفى و اثبات ، و سركه و انگبين ، و حجب ظلمانيّهء طبيعت و نفس و هوا را رفع نتوان كرد مگر به سركهء نفى ما سوى اللّه ، و ذكر و ياد الهى و عهد قديم روحانى را ظاهر نتوان ساخت مگر به انگبين اثبات حقّ جلّ و علا . پس ، سركه و انگبين نفى و اثبات مىبايد ، تا رفع كند مرض صفراى غفلت را از قلب و روح . و هرگاه اين مرض به واسطهء اين شربت و اين دارو مرتفع شد و نسيان و غفلت زائل گرديد مىتابد نور لا إله الّا اللّه از عقب حجب عزّت ، و معنى فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ظاهر مىشود ، و عبد با تكميل در مراتب عبوديّت ، باز به مرتبهء مشاهدهء تجلّى نور عظمت الوهيّت مىرسد ، و به حقيقت و معنى كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فايز و متحقّق مىگردد ؛ چنان‌كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله سؤال نمودند كه حكمت آنكه حقّ تعالى روح شريف لطيف را كه مجرّد است مقيّد و محبوس « دار المحن » « 34 » بدن و دنيا فرمود چيست ؟ فرمود : چون روح ، استشعار به حقيقت عبوديّت نداشت و بسبب تجرّد و صفاى خود ، تفرقه فىمابين عبوديّت و ربوبيّت - بر كمال - نتوانست نمود ، حقّ تعالى به حكمت بالغهء خود ، او را در اين سجن « 35 » طبيعت مسجون « 36 » نمود ، و هزار باب حاجت بر او گشود تا شعور كامل بهم رساند بر عجز و افتقار « 37 » و عبوديّت خود ، و ربوبيّت پروردگار ، كه :

--> ( 34 ) - خانهء محنت‌ها و غمها ( 35 ) - زندان ( 36 ) - زندانى ( 37 ) - نيازمندى