ابو القاسم راز شيرازى

187

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

اراده كنم برسانم به اهل ارض بدى را ، متذكّر مىسازم ايشان را و دفع مىكنم از اهل ارض به واسطهء ايشان . و از حضرت ابى عبد اللّه ( ص ) وارد است آنكه : موسى رفت نظر كند در اعمال عبّاد به‌طور سياحت . پس ديد مردى را كه عابدترين مردم بود . چون شام شد حركت داد آن مرد درختى را كه در جنب او بود و دو انار از آن افتاد . گفت به موسى تو بندهء صالحى ! و از ابتداى آنكه من بودم نيافته‌ام هر روز در اين شجر مگر يك انار ، و اگر تو مرد صالح نبودى دو انار يافت نمىشد در آن ، فرمود حضرت موسى كه من از ساكنين ارض موسى بن عمران‌ام . چون‌كه صبح كرد ،

--> - فرمود : نيكوترين اهل مسجد آن كسانند كه بيشتر ياد خدا كنند . و از حضرت امام صادق عليه السّلام ( نقل است كه ) فرمود : شيعيان ما آنانند كه چون خلوت گزينند ذكر خدا بسيار گويند . و ( هم ) از امام صادق ( آمده است كه ) فرمود : خداى تعالى بموسى ( ع ) فرمود : چه شب و چه روز مرا بسيار ياد كن و بهنگام ذكر من خاشع باش . و در احاديث قدسيّه است كه هر بنده‌اى را كه بدانم كه تمسّك بذكر من بر وجود او غالب و چيره است نظم و تدبير امورش را خود به عهده گيرم و با او همنشين شوم و با او به گفت‌وگو پردازم و با او انس گيرم . و از پيغمبر اكرم ( روايت است كه ) فرمود كه خداى تعالى فرموده است كه چون بدانم كه اشتغال به من بر وجود بنده‌ام غالب است ميل او را ( از خواستهاى نفسانى ) بسوى مسألت از خود و راز و نياز با خود بگردانم ؛ و چون بندهء من چنين كند چون خواهد كه به غفلت افتد من خود ميانهء او و غفلت حايل شوم ( تا يك لحظه از من غافل نماند ) ؛ چنين بندگان ، قهرمانان ( ميدان تفريد و تجريد و توحيد ) و دوستان حقّانى منند ، هم اينانند كه چون خواهم زمينيان را ( بواسطهء كثرت گناه ) كيفر دهم ، آن عقوبت و كيفر را بخاطر ايشان از اهل زمين باز دارم چه اينان ( در عشق و ولايت ) قهرمانند : حضرت شارح در كتاب « مناسك العاشقين » خود در منزلت امثال ايشان فرمايد : بدان : كاين فرقه مردان خدايند * كه در معنى و صورت ره نمايند خدا را گشته پنهان در قِبابند * به ظاهر ماه و باطن آفتابند اگرچه زحمت ايشان كثير است * ز حق بس رتبت ايشان كبير است خدا زين كاملان از به سكه شاد است * همه انفاسشان عين جهاد است شياطين با بنىآدم ستيزند * ولى از سهم اين شاهان گريزند چه گويم آينهء فضل الهند * چه گويم آينهء رخسارِ شاهند اگر در مجمع ايشان نشينى * بجز انوار فيض حقّ نبينى -