ابو القاسم راز شيرازى

183

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

وَ الْآصالِ « 15 » ، فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً « 16 » ، إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ « 17 » ، وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي « 18 » ، وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ « 19 » . و در احاديث حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله وارد است از جبرئيل امين ، از حضرت ربّ العالمين : « لا إله الّا اللّه حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى » « 20 » ، و ايضا : « من قال لا إله الّا اللّه وجبت له الجنّة » « 21 » و : « الجنّة

--> ( 15 ) - در بامدادان و شامگاهان پروردگار خويش را در درون خود به حالت تضرّع و ترس نه به آواز بلند ياد كن : سورهء 7 آيهء 205 ( 16 ) - . . پس خداى را همچنان‌كه پدران خود را ياد مىكنيد و از آن هم شديدتر ياد كنيد : سورهء 2 قسمتى از آيهء 200 ( 17 ) - نماز از زشتيها و ناشايست‌ها باز مىدارد و ( امّا ) ياد خداى تعالى از آن بزرگتر است : سورهء 29 قسمتى از آيهء 45 : و در اين آيهء شريفه توضيحى درخور است ؛ زيرا كه متبادر در ذهن آنست كه مگر نماز ياد كردن خدا نيست ؟ پس اين چگونه ذكريست كه از نماز بزرگتر است ؟ و پاسخ اين اشكال چنانچه « فيض كاشانى » در « تفسير صافى » نقل فرموده آنست كه : فرمود : ( ذكر اللّه اكبر ) ؛ يعنى ياد كردن خدا بندهء خود را بزرگتر است از نماز اگرچه نماز نيز ذكر است چرا كه نماز ياد كردن بنده است خداى خود را و معلوم است كه ياد كردن خداى تعالى از ياد كردن بنده بزرگتر است . ( 18 ) - . . نماز را براى يادكرد من به‌پاى دار . . : سورهء 20 قسمت آخر آيهء 14 ( 19 ) - آن‌كس كه از ياد خداى رخ برتابد شيطانى را بر او برگماريم تا پيوسته با او همنشين باشد : سورهء 43 آخر آيهء 36 ( 20 ) - كلمهء طيّبهء لا إله الّا اللّه حصار امن‌وامان منست ؛ آن‌كس كه در اين حصار درون رود از عذاب من در امان باشد : اين حديث همان حديث معروف سلسلة الذّهب است كه بهنگام عبور حضرت رضا عليه السّلام از نيشابور بسوى طوس در بازار نيشابور بنا به درخواست مردم بر ايشان تقرير فرمود و پس از فرو افكندن پردهء محمل و حركت ، دگرباره توقّف فرموده و پرده را به يك‌سو كرده و فرمود : بشرطها و شروطها و انا من شروطها : به شرط و شروط آن و من خود از شروط تحقّق توحيدم . ( 21 ) - آن‌كس كه گفت لا إله الّا اللّه بهشت بر او واجب گشت : و براى اين حديث نيز توضيحى درخور است و آن توضيح آنست كه : گفتن اين كلمه بايد كه از سر صدق دل باشد و اين صدق دل چندان در قايل كلمهء -