ابو القاسم راز شيرازى

176

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

پيغمبرى موسى نام ، ظاهر خواهم كرد و بر كوهى از كوههاى دنيا با او تكلّم خواهم نمود ، همهء كوههاى بزرگ بلند بر خود باليدند كه آن كوه مائيم به ملاحظهء بزرگى خود ، مگر « طور سينا » كه به ملاحظهء حقارت و كوچكى خود چنين تصوّرى نكرد ، حقّ تعالى به سبب حقير شمردن « طور سينا » خود را ، او را بر ساير اختيار فرمود . پس ، بدان فايدهء عجز و افتقار را ، و بر بساط ملك عظيم قديم ، قدم مگذار مگر به عجز و افتقار تا آنكه شايد فضل و رحمت ، شامل تو شود . و مىفرمايد : خالص بگردان حركاتت را از ريا ، و سرّ و قلبت را از قساوت و بلادت « 48 » چنان‌كه بيان شد ؛ زيرا كه مصلّى مناجات مىكند با پروردگار ؛ و مناجات راز دل گفتن است ، و راز دل گفتن با شرك خفى در قلب چگونه راست آيد ؟ پس حيا كن از خداوندى كه مطّلع است بر سراير تو و عالم است بر رازهاى دل و آنچه در ضمير تو پنهان است ، و باش در عبادتت به‌طورىكه حقّ جلّ و علا مىبيند ترا در آنچه خواسته است از تو و خوانده است ترا به سوى او ؛ يعنى به عمل بياور عبادت تامّ الاجزاء « 49 » كامل الاركانى « 50 » كه منظور خداوند است از تو ، نه آنكه اكتفا كنى بر صحّت ظاهر عبادت ، و از باطن و روح آنكه حضور است غافل شوى و محروم مانى از حضور و نظر پروردگار . و بود دأب عبّاد سلف كه على الدّوام مشغول بودند از وقت فريضه تا فريضهء ديگر در اصلاح فرضين تا هر دو فرض را به تمام ، به طريقى كه منظور بود به عمل مىآوردند ، و مىبينم اهل اين زمان را كه مشغول به فرائض نمىشوند و

--> ( 48 ) - نافهمى و كند ذهنى ( 49 ) - چيزى كه اجزاء آن كامل و تمام باشد . ( 50 ) - چيزى كه اركان يا ستونهاى آن استوار و كامل باشد ؛ و مقصود از اين دو جمله ( 49 / 50 ) بيان كيفيّت عبادات است كه از نظر ظاهر و باطن ، تامّ و كامل به عمل آيند .