ابو القاسم راز شيرازى

150

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

عمر را يك روز واحد ؛ چنان‌كه حضرت رسول ( ص ) فرمود : دنيا ساعتى است ، صرف كن او را در طاعت ؛ زيرا كه آنچه از عمر رفته است نخواهد برگشت و آنچه مانده است يقين در او ندارد پس عمر همانست كه در اوست ؛ قال امير المؤمنين ( ص ) : « ما فات مضى و ما سياتيك فاين * قم فاغتنم الفرصة بين العدمين » « 38 » بعد مىفرمايد : باب اين همه علوم و آداب و اخلاق كه گفته آمد در اين باب ، التزام خلوت است از خلق - ظاهرا و باطنا - به مداومت بر فكر و تدبّر در آنچه گفته آمد ؛ زيرا كه بدون رفض « 39 » شواغل ظاهرى و باطنى ، تفكّر صايب حاصل نمىشود ، و بدون تفكّر كامل ، فوز و فلاح و نجاح به آنچه گفته آمد صورت نمىيابد . و سبب اختيار خلوت از خلايق ، قناعت است و ترك فضول از معاش ، و سبب تفكّر ، فراغت است از شواغل ؛ و عماد و ستون فراغت ، زهد است از دنيا . پس قناعت و زهد ، دو باعث بزرگند بر خلوت و تفكّر ؛ چنان‌كه شيخ بهاء الدّين عاملى عليه الرّحمة فرموده : عزلتِ بىعينِ علم آن زِلّت است * وَر بُوَد بىزاىِ زهد آن علّت است زهد و علم ار مجتمع نبود بهم * كى توان زد در رهِ عزلت قدم و تمام زهد از دنيا به سبب پرهيزكارى است از آنچه نه بر وفق رضاى حقّ تعالى است ؛ زيرا كه دنيا مغضوب خداوند است نه مرضىّ او . و باب پرهيزكارى

--> ( 38 ) - آنچه از فرصتها كه از بين رفته ، گذشته است و آنچه ازين پس خواهد آمد كو ؟ پس برخيز و فرصتى را كه هم‌اكنون در اختيار دارى مغتنم شمار ؛ همان فرصتى كه ميانهء گذشتهء از دست رفته و نيامدهء غير مسلّم يعنى دو معدوم است : در حاشيهء نسخه ، اين بيت « از گلشن راز » در معنى همين بيت كه از ديوان حضرت امير عليه السّلام در متن آورده شده مرقوم شده است : چو ماضى نيست مستقبل مه و سال * چه باشد غير از آن ؟ يك نقطهء حال ( 39 ) - راندن و طرد كردن و ترك نمودن