ابو القاسم راز شيرازى
146
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
است كه به آن علم ، صحّت و سقم مراتب ظاهرى و باطنى نفس خود را معلوم كند تا در سلوك الى اللّه حيران نماند . و اين علم انفس در نزد اهل معرفت و اهل اللّه مسمّى به علم سرّ است ؛ زيرا كه اين علم ، متعلّق به معرفت قلب و مساعى جميله و مقامات عاليهء مستورهء اوست ، و اهل علم و عقل از آن بىخبرند . و تخصيص فرمود حضرت امام عليه السّلام اين علم مطلوب واجب را به علم انفس نه فنون علميّهء ديگر كه باعث اظهار كمال است و به كار تكميل نفس نمىآيد و به واسطهء آن علوم ، خلق او را عالم و فاضل گويند و مرجع خلايق شود و از تحصيل كمالات نفسانى خود بازماند . حتّى آنكه بزرگان گفتهاند كه اگر طريق تو در دنيا بر زهد و قناعت باشد و طالب سلوك طريق الى اللّه باشى ترا با ابواب و فنون علوم مختلفه چه كار است ؟ تحصيل زياده بر علم توحيد حقّ جلّ و علا و ساير اصول خمسهء دين و علم عبادات و اوامر و نواهى الهى و علم به آفات و امراض نفسانيّه و عقليّه و قلبيّه و معالجهء آنها بر تو لازم نيست مگر وقتى كه ضرور شود ترا ؛ زيرا كه اهتمام در تكميل نفس خويش اهمّ است از اصلاح در احوال ساير عباد و بازماندن از تكميل خود ؛ زيرا كه اوّل سؤال در آخرت از احوال عبد است نه از احوال خلق ؛ چنانكه خطاب به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه : قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ « 28 » . و پس از تكميل نفس هرگاه فراغت حاصل نمايد و به اصلاح احوال خلق و وعظ و نصيحت ايشان پردازد به منزلهء زكات علم و معرفت و كمال است كه مىدهد ، و به اين واسطه هم ، اجر و ثواب او را حاصل خواهد آمد . و هرگاه تكميل نفس خود نكرده به نصح و وعظ
--> ( 28 ) - . . بگو خدا و آنگاه ، ايشان را رها كن تا در بازيچهء فريب دنيا فروروند و سرگرم بازيچه و فريب باشند : سورهء 6 آيه 91