ابو القاسم راز شيرازى

129

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

عبادت و عمل است در نزد عبد ؛ و مادام كه منكوس « 14 » و سر به زير نباشد و از مشاهدهء عظمت حقّ جلّ و علا محروم نماند گرفتار به خودبينى و عجب در عمل نخواهد شد ، و اگر معرفت جلالت و عظمت پروردگار و بىنيازى او را از ما سوى حاصل و دريافت كرد ، وجود و هستيش و عمل و طاعتش را به نظر نخواهد آورد : « آن كس كه ترا شناخت جان را چه كند ؟ » پس عجب دليل بر خفض قلب است . و ثانى : رياء است ؛ و معنى ريا آنست كه طاعات و اعمال خود را به خلق بنمايد به ملاحظهء منفعتى از منفعت مال يا منفعت جاه و عزّت كه خلق معتقد او شوند و متابعت او كنند يا ملاحظهء ستودن خود و عمل خود كه من خوب هستم « فعلى اىّ التّقدير » « 15 » از رياء در عبادت ، شرك خفى پيدا مىشود و غير را در نيّت عبادت ، شريك حقّ تعالى مىگرداند از روى شعور ؛ و اين نيست مگر به سبب جهل به آنكه منبع خير وجود نيست مگر ذات پاك حضرت معبود ، و آنچه را بخواهد عطا فرمايد كسى نتواند منع نمود و آنچه او منع نمايد كسى نتواند عطا نمايد كه : « لا مانع لما اعطيت و لا معطى لما منعت » « 16 » ، و چون نيكى و خوبى منحصر است در ذات پاك او ، ستودن و ستايش ، او را سزاست و بس . پس ريا دليل است بر جهل و غفلت از مبدأ خير و جود ، و جهل دليل است بر خفض و سر به زير بودن قلب . سيم : حرص است و حرص به معنى وفور ميل بر تحصيل اموال و زخارف « 17 » و عزّت دنيا است ، و ميل وافر به دنيا دليل است بر عظم مال و جاه او

--> ( 14 ) - بازگشت از ترقّى به تنزّل ( 15 ) - پس در هر حال . ( 16 ) - اى آن كس كه هيچ قدرت ، جلوگير عطاى تو نتواند شد و آن را كه تو عطاى خود ازو بازگرفته باشى كس عطا نتواند كرد . ( 17 ) - زرق و برق