ابو القاسم راز شيرازى
127
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
به عظمت پروردگار از قلب . پس علامت رفع قلب سه چيز است ؛ اوّل : يافتن عبد ، موافقت قلب را در اوامر و نواهى حقّ تعالى ؛ زيرا كه ذكر محبوب ، مستلزم امتثال اوامر او و اجتناب از نواهى اوست . و هرگاه موافقت در امتثال اوامر نكرد دليل بر غفلت است از محبوب ؛ زيرا كه ذكر به زبان تكرار اسم محبوب است ، و ذكر به قلب ، مرافقت و توجّه به محبوب است به دل ، و ذكر اعضاء ، اطاعت و امتثال اوامر محبوب است و ذكر اعضاء ، مصدّق بر ذكر دل است ؛ چنانكه از اهل عصمت ( ص ) وارد است كه ايمان ده جزو است يكى از آن اعتقاد به جنان « 11 » و نهتاى آن عمل به اعضاء و اركان است ، و آن كسانى كه چنين مىدانند كه ذاكر حقّاند به قلب و اطاعت اوامر الهى را نمىكنند در ادّعاى خود كاذبند . پس هرگاه موافقت كرد به آنچه رضاى محبوب در آن است دليل است بر ذكر و رفع قلب ؛ زيرا كه رفع قلب به ذكر مىشود ؛ پس مرافقت دليل بر رفع است . و دوم : ترك مخالفت است در اجتناب از نواهى و آنچه رضاى محبوب در آن نيست ؛ زيرا كه اگر مخالفت كند دليل بر غفلت و منافى با ذكر است و ذكر ، مستلزم ترك مخالفت است ، پس ترك مخالفت دليل بر ذكر است و ذكر حقّ جلّ و علا دليل بر رفع قلب است . و سيم : دوام شوق است ؛ زيرا كه شوق ، دليل بر يافتن قلب است فيض رحمت پروردگار را ، و اگر نمىيافت شايق نمىشد ، و يافتن قلب ، فيض پروردگار را به ارتفاع اوست از حضيض « 12 » غفلت و ارض نفسانيّت ، پس دوام شوق الهى دليل است بر رفع قلب . و علامت فتح قلب سه چيز است ؛ اوّل : توكّل است و توكّل به معنى وكيل كردن
--> ( 11 ) - دل ( 12 ) - فرود يا نشيب