ابو القاسم راز شيرازى

125

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

التّامّات » « 6 » ، و حضرت رسول ( ص ) مىفرمايد : « اوتيت جوامع الكلم » « 7 » ، و قال اللّه تعالى : إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ « 8 » . پس قلب كه محلّ انوار عقول و ارواح و تجلّيات الهيّه است كلمه‌اى است الهى ، و اعراب اين كلمهء الهيّه در نور خود است . و معانى اعراب قلب ، غير معانى اعراب كلمات عربيّه است ؛ از آن جمله : رفع كلمه به معنى مضموم بودن آن است در علم نحو ، و رفع قلب حاصل نمىشود مگر به ذكر الهى ، و فتح كلمه به معنى منصوب بودن آن است در علم نحو ، و فتح قلب به معنى باز شدن باب دل است به عالم رحمت پروردگار و اين حاصل نمىشود مگر به رضاى از حق تعالى ، و خفض كلمه به معنى مكسور بودن كلمه است در عرف نحو ، و خفض قلب به معنى سر به زير و منكوس بودن اوست از اقبال و توجّه به حقّ تعالى و اين حاصل نمىشود مگر به سبب اشتغال به غير خداوند ، و وقف كلمه در عرف نحو ، مجزوم بودن كلمه

--> ( 6 ) - ما ( خاندان نبوّت و ولايت ) كلمات كامل و تمام خداونديم . ( 7 ) - ( پيغمبر ( ص ) فرمود ) : جوامع كلمات يعنى علم بحقايق موجودات به من ارزانى گشته است ؛ زيرا كه هر موجودى از موجودات عالم كلمه‌اى از كلمات حقّ است چه اهل معرفت گفته‌اند كه خداى را دو كتاب است ؛ يكى كتاب « تدوين » كه آن قرآن است و يكى كتاب « تكوين » كه آن مجموعهء كائنات است و چنانچه كتاب تدوين كه مجموعه اسرار كائنات است از كلمات تشكيل يافته كتاب تكوين نيز از كلمات تشكيل يافته است و هر موجودى از موجودات و ما سواى حقّ كلمه‌اى از كتاب آفرينش مىباشد و مؤيّد اين نظر آيهء 109 از سورهء كهف است كه : ( قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً ) ؛ يعنى ( اى رسول ما به امت ) بگو اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار من مركّب شود پيش از آنكه كلمات الهى به آخر رسد آب دريا خشك خواهد شد ، هرچند دريايى ديگر باز ضميمهء آن كنند ( يعنى عوالم وجود كه كلمات تكوينى الهى است بىحدّ و نامتناهى است ) . ( 8 ) - . . روح پاك قدسى و كلمهء توحيد الهى بسوى حقّ بالا رود و بالابرندهء آن عمل شايسته است . . : سورهء 35 قسمتى از آيهء 10 ؛ بايد توجّه شود كه ( بالا رفتن يا بالا بردن ) همچون بالا رفتن اجسام نيست كه در جهات هندسى واقع شود بلكه مقصود بالا رفتن حقيقى است كه آن قرب حقّ است چنانچه مولوى فرمايد : قرب ، نَز پائين به بالا جَستن است * قرب حقّ از حبسِ هستى رستن است