ابو القاسم راز شيرازى
116
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
حالتك حالة ترضاها لحلول الموت فاشكر اللّه على توفيقه و عصمته ؛ يعنى نظر كن اى مؤمن اگر ترا حالتى حاصل شده كه راضى هستى ورود موت را بر خود پس شكر كن حقّ تعالى را بر توفيق دادن به تو و حفظ كردن او ترا بر آنچه خلاف رضاى اوست ؛ زيرا كه بدن ، حجاب وصول قرب به محبوب است ، و فراغت از حجاب جسمانى باعث وصول و قرب است كه : « الموت جسر يوصل الحبيب الى الحبيب » « 350 » . پس اگر محبّت الهى متحقّق شد در دل بنده مىبايد به جان و دل طالب موت بدن باشد چنانكه حق جلّ و علا مىفرمايد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ « 351 » . پس تمنّاى موت دليل است بر صدق محبّت و ولايت الهى ، نه يك دفعه بلكه ساعتى هزار دفعه تمنّاى موت به جهت محبّ و ولىّ الهى است : « عاشقى كز عشق يزدان خورد قُوت * صد بدن پيشش نيرزد برگ توت گر دو صد جان دارد از نور هُدى * و آن دو صد را مىكند هر دم فدا » « 352 » چنان كه در كتاب « كافى » در احوال « زيد بن حارثه » منقول است كه روزى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پس از نماز صبح در مسجد نظر كرد به جوانى كه پينكى مىزد در حالتى كه روى او زرد شده بود و بدن او ضعيف و چشمهاى او به كاسهء سر فرورفته . پس فرمود رسول خدا : « كيف اصبحت يا فلان ؟ » « 353 » و در
--> ( 350 ) - مرگ ( براى مؤمن ) پلى است كه دوست را بدوست مىرساند . ( 351 ) - اى گروه جهودان ! اگر همىپنداريد كه از ميانه مردم تنها شما دوستان خدائيد ! و خود را راستگو مىشماريد پس آرزوى مرگ كنيد : سورهء 62 آيهء 6 ( 352 ) - اين دو بيت از مثنوى مولوى است بيت اوّل از دفتر پنجم و بيت دوّم از دفتر سوم . ( 353 ) - چگونه صبح كردى ؟ ( حالت چطور است ؟ ) .