ابو القاسم راز شيرازى
111
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
بلى ، فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ : « يك ممكن و اين همه صفات واجب * لا حول و لا قوّة الّا باللّه » « 328 » و بدان به تحقيق كه از اطوار و مراتب سبعهء قلب آنچه از اظهارش ممكن بود ذكر كرده آمد و از حقايق و اسرار و تجلّيات ، آن قدر در بطون اطوار و مراتب سبعهء قلبيّه ظاهر مىشود كه تحريرى نيست و مطّلع نمىشوند بر آنها مگر صدّيقون و مجذوبون از عرفاء الهيّون . و همينقدر در وصف قلب كفايت است كه حقّ جلّ و علا آن را خانه و عرش خود خواند كه : « قلب المؤمن عرش اللّه » « 329 » و بجز قلب انسان كامل كه عبد اللّه حقيقى است ، هيچ چيز از سماوات و ارض گنجائى حقّ را نمىدهد ؛ « كما قال فى الاحاديث القدسيّة : لا يسعنى ارضى و لا سمائى بل يسعنى قلب عبدى المؤمن الّذى امتحن اللّه قلبه بالايمان » « 330 » . پس ، از بيانات مسطوره و مطالب مسفوره « 331 » ، ظاهر و محقّق شد كه مراتب و درجات
--> ( 328 ) - اين بيت ، بيت دوّم رباعى معروف منسوب به مولانا جلال الدّين رومى صاحب مثنويست و همهء آن چنين است : رومى نشد از سرِّ على كس آگاه * زيرا كه نشد كس آگه از سرّ إله يك ممكن و اينهمه صفات واجب ؟ * لا حول و لا قوّة إلّا باللّه ( 329 ) - دل مؤمن عرش خداست . ( 330 ) - چنانچه در احاديث قدسى آمده است كه : زمين و آسمان من مرا نگنجد بلكه اين دل بنده مؤمن منست كه مرا مىگنجد ( همان مؤمنى كه خدايش دل او را به ايمان آزموده باشد ) : اين جملهء اخير الحاق و توضيحى است از جناب شارح قدّس اللّه سرّه كه از حديث ديگرى آورده شده است . ( 331 ) - تدوين شده و نگارش يافته