ادهم عزلتى خلخالى

1

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( 1 ) لوازم الدين ( ديباچه ) بسم الله الرحمن الرحيم ثنا و ستايش واجب الوجودى را لايق و سزاوار است كه عدم سابق و لاحق را به ذات مقدّس و سرمدى او راه نيست ، و هيچ موجودى سواى هستى منزّه او ، چنان كه بايد و شايد ، از كنه وجود پرجود او آگاه نيست ، قادرى كه با قلم احسان و رقم قدرت ، نقوش بدايع و صنايع بر صحايف الوان امكان مشتمل بر انواع حكمت و اقسام مصلحت بنگاشت ، عالمى كه با علم حضورى بر جميع موجودات گذشته و آينده از كليّات و جزئيّات داناست ، زندهء پاينده كه مريد مأمور و كاره منهىّ است ، سميعى كه ازلى است ، و بصيرى كه ابدى است ، متكلّمى كه راست‌گفتار و درست‌كردار است . نه مركّب باشد ، نه جسم ، نه جوهر بود و نه عرض ، نه در مكان باشد و نه در جهت ، و نه لذّات را به دو راه بود و نه الم را ، و نه حلول را و نه اتّحاد را ، و نه محلّ حوادث بود و نه ديدنى ، احدى كه شريك ندارد و صفاتش زايد بر ذات نبود ، بىنيازى كه از احتياج مبرّاست ، و عادلى كه از ظلم معرّاست ، نه دروغ از او صادر شود و نه قبيح . حكيمى كه در افعال و اعمال او فوائد و منافع ملحوظ باشد ، لطيفى كه از غايت رحمت لطف بر او واجب بود و از نهايت كرم عوض آلام دهد ، و وعد و وعيدى كه انام را به روز قيام كرده حق و صدق باشد . خداوندى كه در باغ خوش‌هواى جنان دل ، شجرهء مباركهء زيتونهء طوباى دين مبين را