ادهم عزلتى خلخالى
پيشگفتار و مقدمه 44
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )
81 - خطا بر بزرگان گرفتن خطاست . 82 - درك شاهنشاه علوى ترك سفلى كردن است . 83 - از ادب پرنور گشته اين فلك . 84 - علم را با عمل بساز قرين . 85 - نان دهى از بهر حق نانت دهند . 214 86 - صد زباناناند لايزال خموش . 87 - بسيار سفيه و بىتميزى . 88 - مغرور بدان مشو كه خواندى ورقى . 89 - ماتم خود دار كه به باد آن . 90 - نفسى دارم كه غير شيطانى نيست . 216 91 - نفس را هفتصد سر است و هر سرى . 92 - چون گنج بىرنج بدست نيايد . 93 - از تو قوت خواهم و توفيق و لاف . 218 گر بار گناه ما گران است * لطف و كرم تو بيكران است . ( كتابخانهء مؤسسهء لغتنامهء دهخدا ، مجموعه ، ش 287 ) . 10 - سبحات الأنوار در چهل سبحه و يك خاتمه است در خودشناسى و خودسازى . 221 سبحهء اوّل در بيان ولايت و معرفت . دوم در بيان علم و حكمت . سوم در بيان عدل و اصول اخلاق حميده . چهارم در بيان صدق و اخلاق و يقين . پنجم در بيان ايمان و توبه و نيّت و انابت و تقوى . 222 ششم در بيان زهد و فقر و رياضت و محاسبه و مراقبه . هفتم در بيان خلوت و خوف و حزن و رجاء و شكر . هشتم در بيان ارادت و شوق و محبّت و سكون . نهم در ذكر و توحيد و اتّحاد و وحدت . دهم در بيان جبر و اختيار . 233 يازدهم در بيان حدوث و قدم كلام و عالم . دوازدهم در بيان عبادتى كه بندگان حقتعالى را بدان قيام بايد نمود . سيزدهم در فضائل ائمهء هدى و مناقب اولياى خدا و مدايح علماى عقبا . چهاردهم در بيان نور . پانزدهم در بيان حال صوفيان بىدرد و ملّايان بىعقل چند . 242 شانزدهم در فضيلت قناعت . هفدهم در مذمّت مشتهيات و مستلذّات بىاعتبار دنياى ناپايدار . هيجدهم در بيان مناظرهء غاسلين و ماسحين رجلين در وضوء . نوزدهم در بيان تقليد و تعصّب . بيستم در بيان معاصى صغيره و كبيره . 258