جمال الدين محمد الخوانساري
54
شرح احاديث طينت ( فارسى )
قول اول مذكور شد . و ظاهرتر چنان كه اعتقاد جمعى از ايشان و ظاهر احاديث است اين است كه همه بر سبيل حقيقت است ، به اين نحو كه حقتعالى از گل حضرت آدم ، چنان كه ظاهر اين حديث شريف است ، يا از پشت آن حضرت بعد از خلق او ، چنان كه ظاهر بعضى احاديث است ، همهء اولاد او را به ترتيب وجود به شكل و مقدار مورچهها ، چنان كه در احاديث وارد شده ، بيرون آورده باشد و عقل و شعور داده باشد و از ايشان گواهى به ربوبيّت طلبيده باشد و ايشان همه گواهى بر آن داده باشند . و حكم مصالح در اين معنى بسيار خواهد بود . و ممكن است كه مراد از جملهء آنها اين باشد كه قبل از آلودگى ايشان به علايق دنيوى و فريفته شدن به وساوس شيطانى عقول ايشان حكم به پروردگارى حق تعالى كند . و اين معنى سبب زيادتى استعداد ايشان باشد از براى اقرار به آن بعد از آن ، هرچند در ياد ايشان نباشد ، زيرا كه كسى كه چيزى را دانست بعد از مدّتى هرچند آن چيز در ياد او نباشد استعدادى در او باقى است كه سبب اين مىشود كه به اندك توجّهى و تأمّلى منتقل به آن شود ، به خلاف كسى كه در اصل آن را ندانسته باشد . چنان كه ما به ملاحظهء احوال خود مى دانيم كه مسئله را كه يكبار ديده باشيم و تحقيق آن كرده باشيم هرچند كيفيت آن بههيچوجه به ياد ما نباشد تحقيق آن بر ما آسانتر باشد از آنكه در اصل فكر در آن نكرده باشيم و آن را تحقيق ننموده باشم . و تتمهء آيهء كريمه ، كه فرموده : " أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ " يعنى اين را كرديم از براى ناخوش داشتن آنكه بگوئيد شما به روز قيامت كه بدرستى كه ما بوديم از اين غافلان . ممكن است بر اين معنى محمول شود ، يعنى چنين كرديم تا كافران نتوانند گفت در روز قيامت كه ما از اين معنى غافل و بى خبر بوديم ، يعنى لطفى كه باعث زيادتى استعداد ما مىشد از براى اقرار و اعتراف به آن دربارهء ما نشده بود ، و اگر آن شده بود ما اقرار مىكرديم و گواهى مىداديم . و ممكن است كه مراد اين باشد كه اين را كرديم تا آنكه نگوئيد شما روز قيامت كه ما از اين غافل و بى خبر بوديم ، يعنى عقل ما حكم به آن نمىكرد ، پس معذوريم در آن ، پس چنين كرديم تا هركه از شما اين عذر را بگويد