جمال الدين محمد الخوانساري
47
شرح احاديث طينت ( فارسى )
آشتى را پس افروخته شد ، پس گفت به اصحاب شمال : داخل شويد آن را ؛ پس ترسيدند از آن . و گفت به اصحاب يمين : داخل شويد آن را ؛ پس داخل شدند آن را . پس گفت : بگرد سردى و سلامتى ، پس گشت سردى و سلامتى . پس گفتند اصحاب شمال : اى پروردگار ما درگذر از تقصير ما ، پس گفت بتحقيق كه درگذشتم ؛ پس داخل شويد آتش را ، پس رفتند پس ترسيدند از آن ؛ پس آن وقت ثابت شد طاعت و معصيت . پس استطاعت ندارند اينها بر اينكه بوده باشند از آنها و نه آنها از اينها . توضيح : " اختلاف نمىكردند دو كس " يعنى در خلافت و امامت ؛ زيرا كه اگر مطلع بودند بر ابتداى آفرينش مىدانستند كه در آن وقت كه اصحاب يمين بود و مأمورد شد به رفتن به بهشت و كه از اصحاب شمال بود و مأمور شد به رفتن به جهنم ؛ و ظاهر است كه مدّعيان امامت و خلافت به ناحق از گروه دويماند . و هرگاه مردم مىدانستند كه ايشان در آن وقت از اصحاب شمال بودند و مأمور شدند به رفتن به جهنم ؛ و ظاهر است كه حكم حق تعالى تخلف نكند ؛ پس كسى به خلافت و امامت ايشان قائل نمىشد . " گفت : يافت شو آبى گوارا " مراد اين است كه خلق فرمود آبى گوارا ؛ و همچنين آبى شور و تلخ ؛ به مجرّد ارادهء خلق آن بىمادّه از براى آن ، بلكه بىگفتن لفظ " كن " يا غير آن نيز . " تا خلق كنم از تو بهشت خود را و اهل طاعت خود را " . در بعضى احاديث سابقه مذكور شد كه مادّهء خلق اهل طاعت گل بهشت بود يا گلى كه فراگرفته شده بود از آسمانها ، و در اين حديث آبى گوارا مادّه آن فرمودند ؛ و منافاتى نيست ميانهء آنها ، زيرا كه هرگاه بهشت از آن آب خلق شده باشد ، چنان كه از اين حديث ظاهر مى - شود و اهل طاعت از گل بهشت ، چنان كه در آن احاديث واقع شده ، پس خلق آنها را نيز به آن آب نسبت مىتوان داد . و ايضا " چون خلق ايشان از گل شده و در گل آب و خاك هر دو بايد پس هريك از آنها مادّه آن باشند و در آن احاديث خاك آن مذكور شده كه چه خاك بود و در اين حديث آب آن را فرمودهاند كه چه آب بوده .