جمال الدين محمد الخوانساري
40
شرح احاديث طينت ( فارسى )
" ذرا " به همزه خوانده شود به معنى خلق كرد و معنى اين باشد كه : خلق كرد از زمين خلق كردنى و از آسمانها خلق كردنى . نهايت بنابراين در هر دو موضع بايست " ذرأ " به همزه باشد نه " ذرو " به و او چنان كه در نسخهها واقع شده . و ممكن است كه سهو باشد از ناسخ يا اينكه همزه بدل به واو شده باشد از براى تخفيف . " پس گفت " يعنى حضرت جبرئيل به آنچه در دست راست او بود از آن ، يا حقتعالى فرمود به آنچه بر دست راست جبرئيل بود : از تست رسولان و پيغمبران . يعنى ايشان همه از تو خلق شوند . و " رسول " گاهى مستعمل مىشود به معنى مطلق نبى و پيغمبر يعنى كسى كه وحى از جانب خدا بر او نازل شده باشد . بنابراين ذكر " انبياء " بعد از " رسل " تأكيد خواهد بود . و گاهى مستعمل مىشود در پيغمبرى كه دين تازه يا كتابى داشته باشد و بنابراين ذكر " انبياء " بعد از " رسل " تعميم خواهد بود از تخصيص . و مراد به " اوصياء " اوصياء پيغمبران است . و " صدّيقان " يعنى جمعى كه ملازم صدق و راستىاند ، يا ملازم تصديق انبياء و رسلند ، يا اعمال ايشان تصديق اقوال ايشان مىكند . و " مؤمنان " يعنى جمعى كه ايمان به خدا و پيغمبران و گفتههاى ايشان آوردهاند و اقرار به آن نمودهاند و ايشان همان صديقانند بنابر تفسير دويم آن . و بنابر دو تفسير ديگر هريك اعم از ديگرىاند بر وجهى ، چنان كه بر متأمل مخفى نيست . و " نيكبختان " شامل همهء جماعات مذكوره است و به منزلهء تأكيد آنها است . و " هر كه مىخواهم گرامى بودن او را " ظاهر اين كلام اين است كه گوينده حقتعالى باشد ؛ و اگر گوينده حضرت جبرئيل باشد ، پس اين به اعتبار اين است كه هرچه جبرئيل گويد از جانب حقتعالى گويد . و ممكن است بنابراين كه " اريد " به صيغهء مضارع متكلم خوانده نشود ، بلكه به صيغهء ماضى مجهول خوانده شود و معنى اين باشد كه : " هر كه اراده كرده شده گرامى بودن او ، يعنى حقتعالى خواسته آن را . و پوشيده نيست كه اين هم شامل همه جماعات مذكوره است و به منزلهء تأكيد آنها است .