جمال الدين محمد الخوانساري

30

شرح احاديث طينت ( فارسى )

بالاتر از آن باشد در كوچكى نه آنكه بزرگتر از آن باشد ، زيرا كه بعد از ذكر شرم نداشتن از مثل زدن پشه به طريق اولى لازم مىآيد شرم نداشتن از مثل زدن به آنچه بزرگتر از آن باشد . پس ذكر آن چندين فايده‌اى ندارد به خلاف آنچه كوچكتر از آن باشد . " پس دلهاى پيروان پايين مىآيند به سوى ايشان " يعنى ميل كنند به سوى ايشان و دوستى ايشان را دارند . و چون مرتبهء ايشان پست و جاى ايشان در اسفل دركات جهنم است پس كسى كه ميل كند به سوى ايشان بايد كه پايين آيد تا برسد به ايشان يا همين ميل سبب پائين آمدن و پستى حال او گردد . و ممكن است كه " تهوى اليهم " در سابق و در اينجا هر دو به معنى ميل به سوى ايشان باشد ، از " هوى " به معنى خواهش . و بر هر تقدير مراد در هر دو موضع ميل است كه به سرحدّ جبر و اضطرار نرسد ، چنان كه قبل از اين مذكور شد ، و بنابراين اشكالى در ثواب آن گروه و عقاب اين فرقه لازم نمىآيد . " كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ " باز ايستند از خيانت در كيل يا در وزن يا از غفلت برانگيختن روز جزا ، كه در سابق مذكور شده‌اند ، بدرستى كه كتاب گناهكاران در سجين است . و سجين چنان كه در شرح حديث اول مذكور شد اسم جهنم است يا وادىيى خاص از آن . بنابراين معنى اين است كه نامهء اعمال ايشان در جهنم يا در آن وادى ضبط شود . " وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ " و چه چيز دانا كرده است ترا كه چيست سجين ، يعنى تو كنه و حقيقت آن را نمىدانى ، چه آن عظيم‌تر است از آنكه برسد فهم كسى به آن . " كتاب مرقوم " يعنى كتاب سجين كتابى است مرقوم يا سجين موضع و محل كتابى است مرقوم يعنى نوشته شده به خطى بيّن واضح يا نشان كرده شده كه هركه ببيند آن را مىداند كه خير نيست در آن . و ممكن است كه سجين نام نامهء اعمال گناهكاران شده باشد به اعتبار اينكه سبب سجن و حبس ايشان مىشود در جهنم ، پس صاحب آن سجين است يعنى در سجن و زندان است ، و بنابراين معنى اين است كه كتاب گنهكاران ،