جمال الدين محمد الخوانساري
25
شرح احاديث طينت ( فارسى )
و بر آن بميرد . پس اگر مؤمنى برگردد از ايمان و بىايمان بميرد معلوم مىشود كه خلق او از طينت مؤمنين نبوده ، بلكه چندى ايمان او به اعتبار عارضى بوده ، مثل آلودگى طينت او به طينت خوب ؛ و همچنين اگر ناصبى برگردد از نصب و نيكو شود ايمان او و بر آن بميرد معلوم مىشود كه خلق او از طينت نواصب نبوده ، بلكه از طينت مؤمنان بوده و نصب او چندى به سبب عارضى بوده ، مثل آميختگى طينت او به طينت بد . و " مر خدا راست مشيّت دربارهء ايشان " يعنى مستضعفان ، و مراد اين است كه خداى عز و جل مؤمنان را به بهشت فرستد به اعتبار استحقاق ايشان آن را . و البته ناصبيان را به جهنم فرستد ، به سبب آنكه مستوجب آن باشند . امّا مستضعفان ، عاقبت حال ايشان معلوم نيست ، بلكه منوط به مشيّت و ارادهء خدا است ، گاه باشد كه رحمت كند بر ايشان ، و گاه باشد كه عذاب كند ، و گاه باشد كه بعضى از ايشان را رحمت كند و بعضى را عذاب . و يقين ، هرچه واقع شود به اعتبار مصلحتى خواهد شد . و ممكن است كه مراد اين باشد كه مر خدا راست مشيّت در همهء ايشان ، يعنى دربارهء مؤمنان و نواصب و مستضعفان همه قدرت و اختيار دارد ، و آنچه كند از روى مشيّت و اختيار است و در چيزى از آنها مجبور و مضطر نيست ، به اين معنى كه هريك از آنها را كه خواهد به بهشت فرستد تواند ، و اگر خواهد به جهنم فرستد تواند . و اين معنى منافات ندارد با آنچه در حلّ اول مذكور شد كه البته مؤمنان را به بهشت فرستد و نواصب را به جهنم ، زيرا كه وجوب و لزوم آنها به اعتبار استحقاق هر گروهى است جزاى خود را و اينكه حكيم دانا و قادر توانا البته بايد كه بر وفق آن عمل نمايد ، و اين منافات ندارد با اينكه حق تعالى بذاته قطع نظر از حكمت و مصلحت اختيار و قدرت بر خلاف آنچه كند داشته باشد .