جمال الدين محمد الخوانساري

23

شرح احاديث طينت ( فارسى )

مر خداى راست مشيّت دربارهء ايشان . توضيح : ظاهر اين حديث شريف آنست كه مراد در آن به " طينت هر گروهى " قطعهء گلى است كه آن گروه از آن خلق شده‌اند نه خلقت و جبلت ايشان ، چنان كه بر متأمل پوشيده نيست . " و هرگاه اراده كرده باشد خداى عز و جل به بنده‌اى نيكوئى را " يعنى هرگاه خواسته باشد كه بنده‌اى نيكوئى را انجام دهد كه به آن مستحق بهشت شود . " پاكيزه گرداند روح او را و بدن او را " يعنى روح و بدن او را از طينت خوب خلق كند . و مراد ب " روح " بنابر مذهب متكلمين كه به نفس مجردى قائل نيستند روح حيوانى است كه آن بخارى است سارى در اعضاء ، و بنابر مذهب حكما كه به نفس مجرد قائل شده‌اند روح حيوانى و نفس مجرد هر دو احتمال دارد . و اگر مراد نفس مجرد باشد مراد به " پاكيزه كردن او " اين است كه از نوعى نيكو خلق شود كه مايل باشد به اعمال و افعال نيك ، نه اينكه طينت او به معنى مذكور نيكو باشد ، زيرا كه خلق مجرد از مادى معقول نمىنمايد چنان كه قبل از اين مذكور شد . يا پاكيزه كردن بدن او است كه سبب پاكيزگى او شود . " پس نمىشنود چيزى از خير را مگر اينكه بشناسد آن را " ، يعنى مايل به آن باشد و اختيار كند آن را ، نه اينكه مجبور و مضطر باشد در كردن آن ، چنان كه مذكور شد كه احاديث طينت بايد بر اين معنى حمل شود . " و همچنين نمىشنود چيزى از منكر را مگر اينكه انكار كند آن را " يعنى بد داند آن را و اختيار ترك آن كند ، نه اينكه مضطر و مجبور باشد بر ترك آن . " و مؤمن از آن طينت است " يعنى خصوص دل او ، موافق آنچه در حديث اول مذكور شد ، يا مراد اين است كه تمام او از نوع طينت پيغمبران است ، و مراد به حديث اول اين باشد كه خلق او از قطعهء طينت پيغمبران است يا از صنف خلقت و جبلت ايشان ، و خلق بدن او از قطعهء پستتر از آن ، يا از صنف خلقت و جبلت پستتر از آن . " و ايشان اصلند " يعنى به منزلهء اصل و بيخ درخت‌اند . " و مؤمنان فرعند " يعنى به منزلهء شاخهاى آن درختند . " از گل چسبنده " يعنى خلق شده‌اند مؤمنان از گل چسبنده .