جمال الدين محمد الخوانساري

15

شرح احاديث طينت ( فارسى )

پس اعتراض كافر بر حق‌تعالى ، به اينكه مرا قدرت بر اطاعت نبود ، معقول نيست . و همچنين به اينكه چرا مرا هم از طينت مؤمن خلق نكردى ؛ چنان كه مذكور شد . و همچنين به اينكه چرا مرا خلق كردى ؛ زيرا كه از جانب حق تعالى خلق او به غير احسان به او چيزى نيست ، و گرفتارى او به عقاب از راه سوء اختيار او است با وجود قدرت او بر خلاف آن ، و حق‌تعالى او را جبرى نكرده است بر آن و مضطر نساخته به آن ، پس به‌هيچ‌وجه او اعتراض بر جناب مقدس يزدانى نتواند كرد . تتمه ( اختلاف حكما و متكلمان در اينكه نفس انسانى مجرد است يا غير مجرد ) پوشيده نماند كه ميانهء حكما و متكلمين در باب نفس انسانى خلاف است . و مذهب حكما و جمعى از محققين متكلمين اينست كه نفس انسانى مجرّد است و افعال او همه مستند به او است ، و بدون آلتى است از براى او و فاعل هيچ فعل و عملى نيست . و مذهب جمهور متكلمين اينست كه آدمى مجرد بدنى است و صاحب روح ، مانند حيوانات ديگر ، و افعال و اعمال از آن صادر مىشود و نفس مجردى نيست . و مخفى نيست كه بنابراين مذهب جمهور متكلمين احاديث طينت بر ظاهر خود محمول مىتواند بود ، و تواند شد كه ابدان مؤمنين از گلى خلق شده باشد و ابدان كفار از گلى ديگر ، و اين معنى باعث اختلاف ايشان شود در خوبى و بدى و صدور افعال نيك و بد . و همچنين آنچه گفتيم كه " آنكه از طينت بد خلق شده از طينت خوب خلق نتواند شد " ، و " آنكه از طينت خوب خلق شده از طينت بد خلق نتواند شد " ، و " آنكه از طينت بد خلق شده اگر از طينت خوب خلق شود شخصى ديگر خواهد بود " بنابر مذهب ايشان ظاهر است . و امّا بنابر مذهب حكيم كه نفوس انسانيه مجرد است ، پس به حسب ظاهر در احاديث مذكوره اشكالى باشد ، زيرا كه فاعل به اعتقاد ايشان