الشهيد الثاني ( مترجم : ساعدى خراسانى )

مقدمه 19

منية المريد ( فارسى )

جبع رحل اقامت گسترده و تا سال 946 همانجا بوده و در ربيع الثانى همان سال بعزم زيارت ائمهء عراق عليهم السلام حركت كرده و در پنجم شعبان بجبع آمده و تا سال 948 همانجا زيست كرده بعد از آن در ماه ذيحجه به بيت المقدس رفته و با شيخ شمس الدين مقدسى ملاقات كرده و قسمتى از صحيح بخارى و مسلم را بر او قرائت كرده و باخذ اجازهء عامى نائل آمده ، پس از اين به جبع برگشته و به آسودگى بمطالعه و مذاكرهء علوم اشتغال پيدا كرده ، و سال 952 بروم مسافرت كرده و در 17 ربيع الاول به قسطنطنيه رفته و سه ماه و نيم آنجا بوده نخست تا هيجده روز با هيچ‌يك از اعيان مصاحبت نكرده ، و در خلال اين مدت رسالهء كه حاوى ده مبحث از علوم مختلف بوده نگارش داده ، و و براى قاضى عسگر محمد بن قاضى زادهء روم فرستاده و از آنجا كه وى مردى دانشمند بوده رسالهء شهيد موقعيت شايستهء در نزد او پيدا كرده و بعد از آن مباحثاتى فىمابين برقرار شده در نتيجه قاضى كه بر شخصيت شهيد واقف گرديده دفتر وظائف و مدارس را خدمت شهيد كسيل داشته و اختيار به خود شهيد واگذاشته ، شهيد سرپرستى مدرسهء نوريه واقع در بعلبك را انتخاب كرده و باخذ مقررى كه واقف معين نموده هر ماهه نائل ميشده و همانجا با سيد عبد الرحيم عباسى صاحب معاهد التنصيص ملاقات كرده و از محضر او بهره‌مند گرديده و در 11 رجب بجانب عراق متوجه شده و بعد از زيارت ائمه عليه السّلام به بعلبك مراجعت كرده و مستقلا به اريكه تدريس جلوس فرموده و به طريق مذاهب پنجگانه شيعه و سنى تدريس ميكرده تا آنكه شهره آفاقى پيدا كرده و مفتى بالاستقلال شده و تمام شهر حبل اطاعت و انقياد او را به گردن افكنده و هنگام احتياج به حضرت او مراجعه ميكردند ، و فضلا و دانشمندان از شهرهاى دوردست بعنوان بهره‌برى