عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

86

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

درجهء نخست ، آن است كه [ سالك ] در سير و سلوك به سوى حق‌تعالى ، پيوسته مراقب باشد ميان [ بزرگداشت حق‌تعالى و ] تعظيمى كه [ ما سوى اللّه را ] به فراموشى سپارد ، و [ نزديكى و ] قربى كه [ بر نهايت بزرگداشت حق ] وادارنده باشد ، و [ شادمانى و ] سرورى كه [ سالك را بر سير دايم و مستمر به سوى حق‌تعالى ] برانگيزنده باشد . درجهء دوّم ، آن است كه مراقب نظر حق به سوى خود باشى ، [ و مشاهده كنى كه خداوند مراقب تو و شاهد بر اعمال توست ] ؛ با كنار نهادن معارضه ، و دورى جستن از اعتراض ، و شكستن پستى عرضهء خود . [ يعنى سالك در اين مقام ، هرگز فعل و ارادهء خود را در برابر فعل و ارادهء الهى قرار نمىدهد و با فعل و ارادهء الهى مقابله نمىكند ، بلكه فعل و ارادهء خود را در فعل و ارادهء الهى فانى مىسازد ؛ و نيز هرگز بر حكم و علم الهى اعتراض ندارد ، بلكه تسليم محض او بوده و علم خود را در علم او فانى مىكند ؛ و نيز هيچ‌گاه در مراقبه ، به سوى خود و هستى خود نمىنگرد و خود را ظاهر و عيان نمىسازد . ] درجهء سوّم ، مراقبت ازل است ؛ [ يعنى شهود اول بودن اوّلى كه آغازى براى او نيست ] ، بدين نحو كه حقيقت سابق بودن حق‌تعالى بر همه چيز [ - قدم ذاتى حق كه همان ازلية الآزال است ] را مطالعه كند ، تا به سوى نشانه و آيت توحيد پيش رود [ - آماده و مستعد براى قبول تجلى توحيد ذاتى گردد ] ، و ظهور اشاره‌هاى ازل بر زمانهاى ابد [ - معانى معلومات حق در ازل كه بر اجزاى زمان تا ابد ترتيب يافته است ] را شهود كند ، [ و ببيند كه هر معناى ازلى در وقت معينى از اوقات ابد ، ظاهر است و در شهود خود ، ازل را به ابد پيوند زند ، و عين خود را يكى از معانى ازلى ، كه ذات احدى در ازل بدان تجلى يافت ، ببيند ، و آنگاه عين خود را در آن شهود ، فاقد گردد ؛ چرا كه اين ، شهود حق است براى حق و به حق . ] و مراقبت [ و شهود ] رهايى از قيد مراقبه . [ چرا كه نفس مراقبت او ، تقيد او به رسم خود است ، و هرگاه رسم او فانى گردد ، قيدش نيز فانى خواهد شد . ]