عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

230

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

باب پنجم : عطش قال اللّه عزّ و جلّ حاكيا عن خليله عليه السّلام : « فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي . » العطش كناية عن غلبة و لوع بمأمول . خداوند عزّ و جلّ به نقل از خليل خود [ ابراهيم عليه السّلام ] مىفرمايد : « هنگامى كه [ تاريكى ] شب او را پوشانيد ، ستاره را مشاهده كرد . گفت : اين خداى من است . » « 1 » [ وجه استشهاد به اين آيهء شريفه آن است كه ابراهيم عليه السّلام چون شوق و طلب بر او غالب بود ، از روى شدت عطش به لقاى پروردگار ، با ديدن هرچه نور و درخششى داشت ، مىگفت « هذا ربّى » ، مانند تشنه‌اى كه بر اثر غلبهء عطش ، سراب را آب مىپندارد ، و به سوى آن روانه مىشود . البته اين ، تفسير آيه به زبان اشاره است ، اما به زبان عبارت ، ظاهر آيه آن است كه ابراهيم عليه السّلام مىخواست به مردم بگويد آنچه نقص دارد و افول‌پذير است ، شايستهء آن نيست كه ربّ دانسته شود . ] عطش كنايه است از غلبهء حرص [ و ولع و شيفتگى ] نسبت به چيزى كه انسان در آرزوى آن بسر مىبرد . و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى عطش المريد إلى شاهد يرويه ، أو إشارة تشفيه « 2 » ، أو عطفة تؤويه . عطش بر سه درجه است : درجهء نخست ، عطش مريد است به شاهد و گواهى كه [ بر صحت سلوك و مستقيم بودن راه مريد گواهى دهد و او را ] سيرابش كند ، يا به اشاره‌اى [ از جانب خداى متعال ، كه خداوند خود را با آن مىشناساند ] تا شفايش دهد ، و يا به عنايت

--> ( 1 ) - 6 / 76 . ( 2 ) - تسقيه .