عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
228
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
السلوة ، و لم ينهنهها معزّ دون اللقاء . درجهء سوم ، آتشى است كه محبت صافى [ و ناب و خالص ، به ذات حقتعالى ] آن را شعلهور ساخته است ؛ پس زندگى را تلخ كرده و هرگونه تسلى [ و آرامش و راحتى را ] سلب نموده است ؛ و آن را ، جز لقاء [ ذات حقتعالى ] چيز ديگرى [ چاره نسازد و ] از شدّت حرارت آن نكاهد . باب چهارم : قلق قال اللّه عزّ و جلّ حاكيا عن موسى عليه السّلام : « وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى . » القلق تحريك الشوق بإسقاط الصبر . خداوند عزّ و جلّ به نقل از موسى عليه السّلام مىفرمايد : « من به سوى تو شتاب كردم تا از من خشنود شوى . » « 1 » قلق آن است كه شوق [ شدت يابد بهگونهاى كه ] شكيبايى را از انسان مشتاق برگيرد و بدين وسيلت او را به حركت درآورد ، [ و در اضطراب و ناآرامى شديد در حركت به سوى محبوب قرار دهد ، بهگونهاى كه جز با وصال يار آرام نگيرد . ] و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى قلقّ يضيّق الخلق ، و يبغّض الخلق ، و يلذّذ الموت . قلق بر سه درجه است : درجهء نخست ، قلق [ و اضطرابى ] است كه خلق را تنگ مىكند ، [ زيرا بنده خود را در هجران از يار مىبيند و ازاينرو گرفته و مغموم است . و جز با محبوب ، با كسى مأنوس نمىشود ، و ازاينرو ، ] او را از مردم بيزار مىكند ؛ و مرگ را براى بنده گوارا مىسازد ؛ [ زيرا مىداند كه مرگ او را به وصال يار مىرساند و از غم
--> ( 1 ) - 20 / 84 .