عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
213
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
و هى ثلاث درجات : الدرجة الأولى همّة تصون القلب من خسّة الرغبة فى الفانى ، و تحمله على الرغبة فى الباقى ، و تصفيّه من كدر التوانى . همت بر سه درجه است : درجهء نخست ، همتى است كه قلب را از پستى [ ميل و ] رغبت در امور فانى [ كه بقايى ندارند و گذرا مىباشند ] بازمىدارد ، [ و اين همان زهد در دنيا و بلكه زهد در دنيا و آخرت است ، زيرا هر دو فانى هستند . ] و قلب را بر رغبت به سوى آنچه باقى [ و پايدار و هميشگى ] است [ يعنى حقتعالى ] وامىدارد ، و از تيرگى سستى [ و كوتاهى و تقصير در طلب ] پاك مىكند . [ در واقع اين همت ، قلب را از زنگار تعلقات و وابستگىها و دلبستگىهايى كه موجب كسالت و سستى مىگردد ، پاك مىكند . ] و الدرجة الثانية همّة تورث أنفة من المبالاة بالعلل ، و النزول على العمل ، و الثقة بالأمل . درجهء دوّم ، همتى است كه موجب مىشود بنده [ توجه و ] مبالات به علل [ و اسباب ظاهرى ] را عار و ننگ بداند . و نيز نزول بر عمل را [ - اعتناى به عمل و اينكه كار خود را چيزى به شمار آورد ] و وثوق به آرزو را عيب و ننگ به شمار آورد . و الدرجة الثالثة همّة تصاعد عن الأحوال و المقامات ، و تزرى بالأعواض و الدرجات ، و تنحو عن النعوت نحو الذات . درجهء سوم ، همتى است كه از احوال و مقامات بالاتر مىرود [ و جز حقتعالى ، چيز ديگرى را مقصد و مقصود خود قرار نمىدهد و بر آن نمىايستد . ] و پاداشها و درجات [ عاليهء بهشت ] را كوچك مىشمارد ؛ [ زيرا كه از هرچه ما سوى اللّه است بالاتر رفته است . ] و از نعتها [ رويگردان و ] به سوى ذات متوجه شده است . [ يعنى تجليات افعال و صفات و اسماء را نمىطلبد ، بلكه از آنها به سوى ذات روى مىآورد ، و به شهود حقتعالى در حضرات اسماء و صفات اكتفا نمىكند بلكه از آن مىگذرد تا به فناى در عين احديت برسد . و اللّه الباقى بعد فناء الخلق . ]