عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

208

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

الخلق ، و مراقبة الحقّ . درجهء دوم ، سكينه هنگام معامله [ و رفتار و كردار ] است به آنكه نفس را به حساب كشد [ تا بر عيوب و آفات آن مطلع گردد ] و با مردم ملاطفت كند [ با مدارا و سازگارى و شفقت و رفتار نرم با ايشان و تحمل كردن آزارهايشان و رساندن خير به ايشان . ] و حق را مراقبت نمايد [ با اداى حقوق بندگى و حفظ حدود ، همراه با اخلاص نيت و تهذيب قصد و عمل . ] [ اين درجهء از سكينه اختصاص به اهل فتوّت دارد . و با مجموع امور يادشده ، نفس تزكيه مىشود و قلب پاك مىگردد و زمينهء سلوك راه ولايت فراهم مىشود . ] و الدرجة الثالثة السكينة التى تنبت الرضى بالقسم ، و تمنع من الشطح الفاحش ، و تقف صاحبها على حدّ الرتبة . درجهء سوم ، سكينه‌اى است كه رضاى به [ روزى ] قسمت شده را بروياند [ و بپرورد ] ، و از شطح فاحش بازدارد ؛ [ شطح فاحش كلامى است كه تنافى آن با شرع و خروجش از حدّ معروف ، روشن و آشكار است مانند « ليس فى جبّتى سوى اللّه » در آستين من جز خدا نيست . و چنين شطحى غالبا از سكر حال و غلبهء سلطان حقيقت ناشى مىشود ] و صاحب خود را بر حدّ رتبه واقف گرداند ، [ يعنى باعث مىشود صاحب اين درجه از سكينه بر حدّ عبوديت واقف شود و از آن تعدّى نكند و ادعاى ربوبيت بر زبان جارى نسازد ؛ چنان‌كه امير مؤمنان مىفرمايد : « العالم من عرف قدره و كفى بالمرء جهلا الّا يعرف قدره » « 1 » دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد ، و در نادانى مرد اين بس كه پايهء خويش را نشناسد . ] [ اين درجهء از سكينه اختصاص به عارفانى دارد كه مقام سكر را پشت سر گذاشته و به صحو پس از سكر رسيده‌اند . ]

--> ( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 103 .