عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

201

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

قرآن كريم ، وحى اختصاص به انبياء عليهم السّلام ندارد . ] و الدرجة الثانية إلهام يقع عينا . و علامة صحته أنّه لا يخرق سترا ، و لا يجاوز حدّا ، و لا يخطىء ابدا . درجهء دوم ، الهامى است كه از رو عيان واقع مىشود ؛ و نشانهء صحت آن ، اين است كه [ شخص الهام‌شده ] پردهء احدى را نمىدرد [ و كسى را مفتضح و رسوا نمىسازد و آبرويش را نمىريزد . چرا كه او امين و صاحب فتوت است و اگر سرّ كسى را فاش سازد و آبرويش را ببرد ، الهام از او زايل و بر طرف مىشود . ] و از حدّى [ از حدود شرعى ] فراتر نمىرود [ و صاحب الهام ، به واسطهء آن ، مرتكب گناه و معصيتى نمىشود ؛ چرا كه در اين صورت القاى شيطان است و نه الهام رحمان . ] و هرگز به خطا نمىرود [ زيرا شرط الهام آن است كه همواره با آنچه نزد خداى متعال است ، مطابق باشد ، و گرنه كهانت خواهد بود . ] و الدرجة الثالثة إلهام يجلو عين التحقيق صرفا ، و ينطق عن عين الأزل محضا . و للإلهام غاية تمتنع عن الإشارة « 1 » إليها . درجهء سوم ، الهامى است كه چشم تحقيق را [ از هرگونه زنگارى پاك سازد ، و آن را ] كاملا جلا دهد . [ چشم تحقيق همان چشمى است كه حقايق با آن ، همان گونه كه در واقع هست ، ديده مىشود . و آن چشمى است كه خداوند آن را بينا ساخته است ، چنان‌كه در حديث قدسى آمده است : « فاذا احببته كنت سمعه الّذى به يسمع و بصره الذى به يبصر . » « 2 » و آنگاه كه بنده‌ام را دوست بدارم ، گوش او مىشوم كه با آن

--> ( 1 ) - ك : تمتنع الاشارة . ( 2 ) - اين حديث ، معروف به حديث قرب نوافل است و به صورتهاى مختلفى نقل شده است . ر . ك : صحيح مسلم ، كتاب الذكر ، باب فضل الذكر و الدعاء و التقرّب الى اللّه ، ج 4 ، ص 2067 و 2068 ؛ و باب الحثّ على ذكر اللّه ، ج 4 ، ص 2061 ؛ و صحيح بخارى ، كتاب التوحيد ، باب ذكر النبى صلّى اللّه عليه و إله و سلم و روايته عن ربّه ، ج 9 ، ص 192 .