عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
198
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
را چون مستىآور است حرام نمود ، و مانند آن . ] و الدرجة الثانية تعظيم الحكم أن يبغى له عوج ، أو يدافع بعلم ، أو يرضى بعوض . درجهء دوم ، تعظيم حكم [ خداوند در قضاى سابق ] است ، از اينكه براى آن كجى و انحرافى بجويد ، يا آن را با علمى دفع كند ، و يا به عوضى راضى شود . [ اين حكم ازلى ، مقتضى آن است كه هريك از خلايق بر استعداد خاصى بوده و جز آنچه حكمت الهى اقتضا دارد ، كارى انجام ندهد . و اين همان حكمت خداى تعالى است . « 1 » ظهور اين حكم براى بنده ، ثمرهء اعمال اوست ، و از مبادى تنزلات معارف و اطلاع بر سرّ قدر است . گاهى خداى متعال بدين صورت بر بندهء خود حكم مىكند كه براى او با خطاب « فلان كار را بكن » تجلى مىنمايد ؛ و مرتبهء اين حكم ، از علم بالاتر است . پس كسى كه چنين حكمى برايش منكشف شد نبايد به بهانهء مخالفت آن با علم در بعضى از موطنها ، براى آن كجى و انحرافى بجويد ؛ زيرا اين حكم ، عين حكمت الهى است ، كه با علم ، استوار نمىشود بلكه علم با آن ، استوار مىگردد . گاهى مىشود كه برخى از فقها در اجتهاد خود خطا مىكنند و مىپندارند همان حكمى كه كردهاند ، صواب است ؛ اما هنگامى كه حكم بر عارف ظاهر مىگردد ، خطاى آن فقيه را درمىيابد ، و مىفهمد كه صواب همان است كه براى او منكشف شده است . و بدين وسيله علم شرعى را از مقام بالا تصحيح مىكند . و نيز نبايد ، همچون احكام شرعى در علم شريعت ، بهعوض و پاداش راضى شود . بلكه اين احكام را براى محض عبوديت و بندگى خدا امتثال كند ، نه براى طلب بهشت و يا فرار از دوزخ . ]
--> ( 1 ) - اين قضاى سابق به اعتبارهاى گوناگون ، نامهاى مختلفى دارد ؛ مانند : حكم ، حكمت ، اراده و امر .